
- ۰ نظر
- ۲۱ مهر ۹۷ ، ۱۳:۱۷
تمثیلی از نفس اماره
گفت دانایی که گرگی خیره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر
لاجرم جاری است پیکاری سترگ
روز و شب مابین هر انسان و گرگ
زور بازو چارۀ این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست
ای بسا انسان رنجور پریش
سخت پیچیده گلوی گرگ خویش
ای بسا زور آفرین مرد دلیر
هست در چنگال گرگ خود اسیر
هر که گرگش را دراندازد به خاک
رفته رفته میشود انسان پاک
وانکه از گرگش خورد هر دم شکست
گرچه انسان مینماید گرگ هست
وانکه با گرگش مدارا میکند
خلق و خوی گرگ پیدا میکند
در جوانی جان گرگت را بگیر
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری گرچه باشی همچو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدگر را میدرند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند
اینکه انسان هست این سان دردمند
گرگ ها فرمانروایی میکنند
وان ستمکاران که با هم محرمند
گرگ هاشان آشنایان همند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب
(فریدون مشیری)
پی نوشت: امام صادق علیه السلام فرمودند:
إجعل نفسك عدوا تجاهده وعارية تردها.
نفس خودت را دشمنی قرار بده که با آن مبارزه میکنی و عاریهای بشمار که آن را بر میگردانی.
تحف العقول، تألیف ابن شعبه حرانی رحمه الله، صفحه ۳۰۴
نتیجه تمسک به ولایت حضرت امام زمان عجل الله فرجه
شیخ معتمد شاذان بن جبرائیل قمی رضوان الله علیه روایت کرده است که نبی اعظم الهی، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند:
مَن اَحَبَّ اَن يَلقَي اللّهَ و قَد كَمُلَ ايمانُهُ و حَسُنَ اِسلامُهُ ، فَليَتَوَلَّ الحُجَّةَ صاحِبَ الزَّمانِ المُنتَظَرَ .
هر کس دوست دارد خدا را ملاقات کند در حالی که ایمانش کامل و اسلامش نیکو باشد، پس ولایت حضرت حجت صاحب الزمان منتظر را بپذیرد.
الفضائل، تألیف شاذان بن جبرائیل قمی رضوان الله علیه، صفحه ۱۶۷
عاقبت شریک کردن غیرمعصوم در امر امامت معصوم (قائل بودن به اختیارات و جایگاه امام معصوم برای غیرمعصوم...)
ثقة الاسلام کلینی رضوان الله علیه روایت کرده است:
محمد بن يحيى، عن محمد بن الحسين، عن محمد بن سنان، عن طلحة بن زيد عن أبي عبد الله عليه السلام قال:من أشرك مع إمام إمامته من عند الله من ليست إمامته من الله كان مشركا بالله.
امام صادق علیه السلام: هر کس پیشوای غیرالهى را با پیشوایی که امامتش از جانب خداست شریک گرداند به خدا شرک ورزیده است.
الكافی، تألیف ثقة الاسلام کلینی، جلد ۱، صفحه ۳۷۲، حدیث ۶، چاپ دار الکتب الاسلامیة
آرزوی حبیب بن مظاهر رضوان الله علیه
یکی از علمای بزرگ، جناب حبیب را در خواب دید که در غرفههای بهشتی به انواع نعمتهای پروردگار متنعم و بساط نشاط برای او گسترده است. بعد از عرض ارادت به او گفت: ای حبیب، چگونه شکر این نعمت را ادا میکنی که در جوانی خدمت حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) و در پیری موی سفید خود را در راه یاری فرزند پیامبر به خون خود خضاب نمودی؛ آیا آرزوی دیگری داری؟ حبیب گفت: آرزو دارم به دنیا برگردم و در جمع عزاداران امام حسین (علیه السلام) داخل شوم؛ زیرا از سید دو عالم شنیدم که فرمود: هر کس در مجلس عزای فرزندم حسین (علیه السلام) از روی معرفت اشک بریزد، خداوند کریم ثواب صد شهید به او عطا فرماید و درجات او را در بهشت بیفزاید.
منبع: کتاب زندگی حبیب بن مظاهر، صفحه ۵۶