حدیث، شعر و فضائل اهل بیت علیهم السلام

✅ اشعار مذهبی
✅ نشر معارف و احادیث اهل بیت
✅ فضایل اهل بیت از کتب اهل خلاف
✅ تقویم شیعه

صفحه اینستاگرام:
http://Instagram.com/_u/Hadis_Sher_Fazael

کانال تلگرام:
http://telegram.me/Hadis_Sher_Fazael

آخرین نظرات
  • ۱۹ خرداد ۰۰، ۲۳:۴۸ - سجاد
    احسنت
  • ۱۰ بهمن ۹۹، ۲۲:۴۱ - حسین بوذرجمهری
    عالی

۱۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شیخ مفید» ثبت شده است

ابی سعید کوفی اهوازی، ثقة الاسلام کلینی، شیخ مفید، شیخ صدوق و ابن شعبه حرانی رضوان الله علیهم روایت کرده‌اند:


٩- فضالة بن نزار عن الحسين بن عبد الله قال : قال أبو جعفر عليه‌السلام : من كف عن اعراض الناس أقاله الله نفسه يوم القيامة ومن كف غضبه عن الناس كف الله عنه غضبه يوم القيامة .


امام باقر علیه السلام فرمودند: کسی که خود را از آبروریزی و از بین بردن حیثیت افراد باز دارد، خداوند او را در روز قیامت دستگیری و یاری می‌نماید؛ و هر کس غضب و خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند در روز قیامت غضب [و عذاب] خود را از او باز می‌دارد.


الزهد، تالیف ابی سعید کوفی اهوازی، ترجمه فارسی از عبد الله صالحی، صفحه ۲۵، حدیث ۹، چاپ انتشارات نور السجاد


الکافی، تالیف ثقة الاسلام کلینی، جلد ۲، صفحه ۳۰۵، حدیث ۱۴، چاپ دار الکتب الاسلامیة


الاختصاص، تالیف شيخ مفيد، صفحه ۲۲۹، چاپ موسسه النشر الاسلامی


ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، تالیف شیخ صدوق، صفحه ۱۳۳، چاپ منشورات الشریف الرضی


تحف العقول، تالیف ابن شعبه حرانی، صفحه ۳۹۱، چاپ موسسه النشر الاسلامی


بحار الانوار، تالیف علامه مجلسی، ج‏لد ۷۲، صفحه ۲۶۰، حدیث ۶۰، چاپ دار احیاء التراث العربی

  • ۰ نظر
  • ۱۶ فروردين ۰۰ ، ۲۳:۵۶
  • مصطفی جمشیدی


ولایت اهل بیت علیهم السلام شرط قبولی اعمال و عبادات


شیخ مفید و سید شرف الدین نجفی رضوان الله علیهما روایت کرده‌اند:


۲- قال: أخبرني أبو الحسن علي بن محمد بن الزبير الكوفي إجازة، قال: حدثنا أبو الحسن علي بن الحسن بن فضال، قال: حدثنا علي بن أسباط، عن محمد بن يحيى أخي مغلس، عن العلاء بن رزين، عن محمد بن مسلم، عن أحدهما عليهما السلام: قال: قلت له: إنا نرى الرجل من المخالفين عليكم له عبادة واجتهاد وخشوع، فهل ينفعه ذلك شيئا ؟. فقال: يا محمد إنما مثلنا أهل البيت مثل أهل بيت كانوا في بني إسرائيل، وكان لا يجتهد أحد منهم أربعين ليلة إلا دعا فأجيب، وإن رجلا منهم اجتهد أربعين ليلة ثم دعا فلم يستجب له فأتى عيسى ابن مريم عليه السلام يشكو إليه ما هو فيه، ويسأله الدعاء له. فتطهر عيسى وصلى ثم دعا فأوحى الله إليه: يا عيسى إن عبدي أتاني من غير الباب الذي أوتي منه، إنه دعاني وفي قلبه شك منك، فلو دعاني حتى ينقطع عنقه وتنتثر أنامله ما استجبت له. فالتفت عيسى عليه السلام فقال: تدعو ربك وفي قلبك شك من نبيه ؟ قال: يا روح الله وكلمته قد كان والله ما قلت، فاسأل الله أن يذهب به عني، فدعا له عيسى عليه السلام، فتقبل الله منه وصار في حد أهل بيته، كذلك نحن أهل البيت لا يقبل الله عمل عبد وهو يشك فينا.


محمد بن مسلم گفت: به امام باقر یا امام صادق عليهما السلام عرض کردم: ما بعضی از مخالفین شما را می‌بینیم که در عبادت کوشا و دارای خشوع فراوانی هستند، آیا اعمال برای ایشان سودی دارد؟ حضرت علیه السلام فرمودند: ای محمد همانا مثل ما اهل بیت با شما مردم مثل آن خاندان در بنی اسرائیل است که کسی از آن‌ها نبود که چهل شب در عبادت بکوشد جز اینکه وقتی دعا می کرد مستجاب می‌شد. یک بار مردی از آنان مدت چهل شب به عبادت پرداخت و بعد دعا کرد اما مستجاب نشد، نزد عیسی بن مریم علیهما السلام رفته و از آنچه بر او گذشته بود گلایه کرد و از آن حضرت التماس دعا نمود. عیسی علیه السلام وضو ساخت و نماز گزارد و دعا کرد. خداوند به او وحی فرستاد که ای عیسی این بنده‌ام از غير آن بابی که باید نزد من آیند نزد من آمده، او مرا خوانده در حالی که در نبوت و پیغمبر بودن تو در شک است بنا بر این اگر به اندازه‌ای مرا بخواند که گردنش قطع و بندهایش از هم بگسلد، من دعایش را مستجاب نخواهم کرد. عیسی علیه السلام به وی رو کرده فرمود: پروردگارت را می‌خوانی و در دل خود به پیامبرش شک داری؟ گفت: ای روح و کلمه خدا، به خدا سوگند همین طور است که می فرمایی، از خداوند بخواه که این شک را از دل من بزداید. عیسی علیه السلام برای وی دعا کرد و خداوند از وی پذیرفت، و او در حد سایر افراد خاندان خویش قرار گرفت. ما اهل بیت نیز اینچنین هستیم، خداوند عمل بنده‌ای را که درباره ما شک دارد قبول نمی‌فرماید.


امالی شیخ مفید، مجلس اول، حدیث ۲، صفحه ۲-۳، چاپ انتشارات دار المرتضی


تاویل الآیات الظاهرة، تالیف سید شرف الدین نجفی استرآبادی، صفحه ۹۲-۹۳، چاپ موسسه النشر الاسلامی


بحار الانوار، تالیف علامه مجلسی، جلد ۲۷، صفحه ۱۹۱-۱۹۲، حدیث ۴۸، چاپ دار احیاء التراث العربی


  • مصطفی جمشیدی


مناظره هشام بن حکم رحمه الله با ضرار بن عمرو ضبی بر سر حقانیت امیر المومنین علیه السلام بر ابی بکر


مرحوم سید مرتضی می‌نویسد:


وأخبرني الشيخ أدام الله عزه قال: دخل ضرار بن عمرو الضبي على يحيى بن خالد البرمكي فقال له: يا أبا عمرو هل لك في مناظرة رجل هو ركن الشيعة ؟ فقال ضرار: هلم من شئت. فبعث إلى هشام بن الحكم رحمه الله فأحضره فقال له: يا أبا محمد هذا ضرار وهو من قد علمت في الكلام والخلاف لك فكلمه في الامامة. فقال له: نعم. ثم أقبل على ضرار، فقال: يا أبا عمرو خبرني على ما تجب الولاية والبراءة أعلى الظاهر أم على الباطن ؟ فقال ضرار: بل على الظاهر فان الباطن لا يدرك إلا بالوحي قال هشام: صدقت. فأخبرني الآن أي الرجلين كان أذب عن وجه رسول الله صلى الله عليه وآله بالسيف وأقتل لاعداء الله بين يديه وأكثر آثارا في الجهاد أعلي بن أبي طالب أو أبو بكر ؟ فقال: بل علي بن أبي طالب، ولكن أبا بكر كان أشد يقينا. فقال هشام. هذا هو الباطن الذي قد تركنا الكلام فيه وقد اعترفت لعلي - عليه السلام - بظاهر عمله من الولاية وأنه يستحق بها من الولاية ما لم يجب لابي بكر فقال ضرار هذا هو الظاهر نعم. ثم قال له هشام: أفليس إذا كان الباطن مع الظاهر فهو الفضل الذي لا يدفع ؟ فقال لهضرار بلى فقال له هشام: ألست تعلم أن رسول الله صلى الله عليه وآله قال لعلي: أنت مني بمنزلة هارون من موسى إلا انه لا نبي بعدي ؟ قال ضرار نعم. قال هشام: أفيجوز أن يقول له هذا القول إلا وهو عنده في الباطن مؤمن ؟ قال: لا. قال هشام: فقد صح لعلي - عيه السلام - ظاهره وباطنه ولم يصح لصاحبك لا ظاهر ولا باطن والحمد لله.


جناب شیخ مفید رحمه الله مرا خبر داد و گفت: ضرار بن عمرو الضبی نزد یحیی بن خالد برمکی آمده، به او گفت: يا ابا عمرو آیا می‌توانی با مردی که یکی از ارکان شیعه است مناظره کنی؟ ضرار گفت: یا الله! هر که باشد [با او مناظره میکنم]. او نیز پی هشام بن حکم فرستاد و او را احضار کرد. [چون حاضر شد] گفت: یا ابا محمد، این مرد ضرار است که تو به دانش او در علم کلام و نیز مخالفتش با خود آگاهی. پس با او در باره امامت به گفتگو بپرداز. هشام گفت: باشد. سپس رو به ضرار کرد و گفت: یا ابا عمرو، مرا آگاه کن که ولایت و برائت بر ظاهر واجب است یا بر باطن؟ ضرار گفت: بر ظاهر واجب است، چرا که باطن جز با وحی شناخته نشود و ادراک نگردد. هشام گفت: درست گفتی. حال مرا آگاه ساز که آن دو مرد کدام بیشتر از دیگری پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را با شمشیر حمایت کرد و بیشتر از دیگری در زمان زندگانی ایشان دشمنان خداوند را هلاک کرد و بیشتر از دیگری آثار جهاد از خود به جا گذاشت [و با دشمنان جنگید]؟ علی بن ابی طالب علیهما السلام يا ابو بكر؟ ضرار گفت: علی بن ابی طالب ولی ابو بكر يقين بیشتری داشت. هشام گفت: این یقین همان باطنی است که قرار شد در باره آن سخن نگوییم. حال تو به ولایت علی علیه السلام با توجه به ظاهر کردارش اعتراف کردی، همان که برای ابو بکر واجب نشد. ضرار گفت: بله این ظاهر است [و آن را می‌پذیرم]. پس از آن هشام گفت: آیا این گونه نیست که چون باطن با ظاهر همساز باشد فضیلتی خواهد بود که هیچ نمی‌توان آن را کنار گذاشت؟ ضرار گفت: آری این گونه است. هشام گفت: آیا می‌دانی که پیامبر صلی الله علیه و آله به على علیه السلام فرمودند: «جایگاه تو نسبت به من چون جایگاه هارون علیه السلام است نسبت به موسی علیه السلام، جز آنکه دیگر پیامبری پس از من نخواهد بود؟ ضرار گفت: آری می‌دانم. پس هشام به او گفت: آیا ممکن است که پیامبر صلی الله علیه و آله چنین سخنی به علی علیه السلام بگوید ولی علی نزد ایشان در باطن مومن نباشد؟ گفت: خیر. هشام گفت: پس الحمد لله به حتم ظاهر و باطن على علیه السلام به درستی اثبات شد ولی برای سرور و امام تو، نه ظاهری اثبات شد و نه باطنی.


الفصول المختارة، تالیف سید مرتضی علم الهدی، صفحه ٢٨، چاپ دار المفید

  • مصطفی جمشیدی


دوستدار دشمن امیر المومنین علیه السلام، دشمن آن حضرت است


مرحوم شیخ مفید روایت کرده است:


وقال الصادق عليه السلام: صديق عدو علي عليه السلام عدو علي عليه السلام.


امام صادق علیه السلام فرمودند: دوستدار دشمن حضرت علی علیه السلام، خود از دشمنان آن حضرت است.


الاختصاص، تالیف شيخ مفيد، صفحه ۲۵۲، چاپ موسسه النشر الاسلامی

  • مصطفی جمشیدی


تبری و تولی بزرگ‌ترین دستگیره ایمان برای نجات


شیخ مفید رضوان الله علیه روایت کرده است:


وروى عن البراء بن عازب قال: كنت مع رسول الله صلى الله عليه وآله ذات يوم فقال: أتدرون أي عرى الإيمان أوثق ؟ قلنا: الصلاة، قال: إن الصلاة لحسنة وما هي بها، قلنا: الزكاة فقال: لحسنة وما هي بها، فذكرنا شرائع الإسلام، فقال: صلى الله عليه وآله: أوثق عرى الإيمان أن تحب الرجل في الله وتبغض في الله.


از براء بن عازب رحمه الله نقل شده است که گفت: روزی همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم. پس فرمودند: آیا می‌دانید کدام دستگیره ایمان برای نجات محکم‌تر است؟ عرضه داشتیم: نماز. فرمودند: همانا نماز کار نیکویی است ولی آن نیست. عرض کردیم: زكات. فرمودند: آن هم کار نیکویی است ولی آن نیست. پس احکام اسلام را ذکر کردیم. پس فرمودند: محکم‌ترین دستگیره ایمان آن است که برای خدا کسی را دوست بداری و با کسی برای خدا دشمنی کنی.


الاختصاص، تالیف شیخ مفید، صفحه ۳۴۹، چاپ موسسه الاعلمی للمطبوعات

  • مصطفی جمشیدی