حدیث، شعر و فضائل اهل بیت علیهم السلام

✅ اشعار مذهبی
✅ نشر معارف و احادیث اهل بیت
✅ فضایل اهل بیت از کتب اهل خلاف
✅ تقویم شیعه

صفحه اینستاگرام:
http://Instagram.com/_u/Hadis_Sher_Fazael

کانال تلگرام:
http://telegram.me/Hadis_Sher_Fazael

آخرین نظرات
  • ۱۰ بهمن ۹۹، ۲۲:۴۱ - حسین بوذرجمهری
    عالی

۴۶۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تقویم» ثبت شده است

تقویم شیعه


بیست و چهارم ماه رمضان


مرگ ابو لهب


در این روز و به قولی در ۲۵ ماه رمضان ابو لهب به درک واصل شد.


تقویم شیعه، نوشته استاد حجت الاسلام عبد الحسین بندانی، صفحه ۲۹۴

  • ۰ نظر
  • ۱۶ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۳:۳۷
  • مصطفی جمشیدی

تقویم شیعه


بیست و سوم رمضان


نزول قرآن


شب نزول قرآن است و به قولی در شب ۲۴ ماه رمضان بوده است.


تقویم شیعه، نوشته استاد حجت الاسلام عبد الحسین بندانی، صفحه ۲۹۴

  • ۰ نظر
  • ۱۶ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۸:۴۰
  • مصطفی جمشیدی

تقویم شیعه


بیست و یکم رمضان


۱- شهادت امیر المومنین علیه السلام


امام المتقین امیر المومنین علیه السلام در شب بیست و یکم ماه رمضان مقارن طلوع فجر به شهادت رسید، در حالی که از سن مبارک حضرتش ۶۳ سال گذشته بود. در بیستم ماه رمضان اثرات سم در پاهای مبارک امیر المومنین علیه السلام ظاهر شد و پاهای مبارک ورم کرد. در شب بیست و یکم اثر زهر بر بدن مبارک امیر المومنین علیه السلام بسیار شد. حضرت فرزندان و اهل بیت خود را جمع کرد و با آنها وداع نمود و وصیت‌های خود را فرمود. در آن شب هر چه خوردنی و آشامیدنی آوردند تناول نفرمود، و لب‌های مبارکش به ذکر خدا حرکت می‌کرد، و مانند مروارید عرق از پیشانی نازنینش می‌ریخت و با دست مبارک خود آن را بر طرف می‌کرد. به امام مجتبی علیه السلام فرمود: تو را به برادرت حسین علیه السلام وصیت می‌کنم. به فرزندان دیگر که از فاطمه زهرا علیها السلام نبودند، فرمود: شما را وصیت می‌کنم به اطاعت از حسن و حسین. سپس فرمودند: خداوند شما را صبر نیکو کرامت فرماید. امشب از میان شما می‌روم و به حبیب خود محمد مصطفی صلی الله علیه و آله ملحق می‌شوم چنانچه مرا وعده داده است. صدای گریه از اهل بیت بلند شد. آنگاه دستوراتی در مورد غسل، کفن، نماز و محل دفن به امام مجتبی علیه السلام فرمودند و با امام حسین علیه السلام و حضرت زینب علیها السلام کلماتی از کربلاء فرمودند. بعد از وداع با همگان دست و پای مبارک را به طرف قبله کشیدند و فرمودند: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمداً عبده و رسوله، و چشمان مبارک را بستند و بهشت را به قدوم خویش مبارک فرمودند. صدای شیون و گریه از خانه آن حضرت بلند شد. اهل کوفه که باخبر شدند، صدای شیون و ناله از تمامی شهر برخواست، مانند روزی که پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفتند. در آن شب آفاق آسمان متغیر گشت و زمین لرزید و صدای تسبیح و تقدیس فرشتگان از هوا شنیده شد. سپس مشغول غسل آن حضرت شدند. بعد از غسل و کفن، امام حسن و امام حسین علیه السلام پشت سر تابوت را همانطور که حضرت فرموده بودند برداشته، جلو تابوت خودش حرکت می‌کرد، تا در مکانی فرود آمد. بعد از نماز بر آن حضرت توسط امام مجتبی علیه السلام، مقداری از زیر تابوت را کندند و قبری آماده یافتند که داخل آن لوحی مسی یا سفالی بود و بر آن نوشته شده بود: بسم الله الرحمن الرحیم، این قبری است که نوح پیامبر برای بنده صالح خدا علی بن ابی طالب حفر نموده است. بدن مطهر آن حضرت را دفن نمودند و حسب وصیت آن حضرت، قبر مطهرش را مخفی نمودند تا در زمان هارون بر همگان معلوم شد. فرزندان آن حضرت از همسران مختلف ۲۸ دختر و پسرند. ۵ نفر آن‌ها اولاد حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا علیها السلام هستند که عبارتند از امام حسن و امام حسین و زینب کبری وام کلثوم و حضرت محسن علیهم السلام که در دوران حمل در شش ماهگی توسط منافقین در ماجرای هجوم به خانه امیر المومنین علیه السلام به شهادت رسید. حضرت عباس علیه السلام و جعفر و عثمان و عبد الله در کربلا به شهادت رسیدند، که مادرشان ام البنین است. بقیه اولاد حضرت از همسران دیگر هستند.


وقتی خبر شهادت امیر المومنین علیه السلام به عایشه رسید چنان خوشحال شد که بی‌اختیار شعری خواند و سپس گفت: چه کسی علی را کشت؟ جواب دادند: ابن ملجم. گفت: خاک بر دهانش مباد (کنایه از اینکه خوب کاری کرد). 


در شب ۲۱ ماه رمضان حضرت عیسی بن مریم علیه السلام به آسمان برده شد؛ و در همین شب حضرت موسی بن عمران و یوشع بن نون علیهم السلام رحلت نمودند.


۲- بیعت با امام مجتبی علیه السلام


در این روز مردم پس از شهادت امیر المومنین علیه السلام با امام حسن علیه السلام بیعت کردند.


۳- قتل ابن ملجم


در این روز ابن ملجم لعنت الله علیه با یک ضربت شمشیر به جهنم فرستاده شد. بعد از کشته شدن ابن ملجم مردم به سوی قطام ملعونه فاسقه هجوم آوردند و او را با شمشیر به درک فرستادند و جثه‌اش را بیرون کوفه سوزانیدند. ابن بطوطه متوفی سال ۷۷۹ هجری قمری گفته است: هنگامی که به کوفه مسافرت کردم، در غربی جبانه کوفه در زمینی سفید، زمینی بسیار سیاه دیدم و علت را پرسیدم. گفتند: اینجا قبر ابن ملجم است. عادت اهل کوفه این است که هر سال هیزم زیادی می‌آوردند و هفت روز در این مکان می‌سوزانند.


تقویم شیعه، نوشته استاد حجت الاسلام عبد الحسین بندانی، صفحه ۲۹۰-۲۹۳

  • ۰ نظر
  • ۱۴ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۳:۰۲
  • مصطفی جمشیدی

تقویم شیعه


نوزدهم رمضان


ضرب خوردن امیر المومنین علیه السلام


در ۱۹ ماه رمضان سال ۴۰ هجری قمری در نماز صبح در مسجد کوفه با شمشیری مسموم به دست ناپاک ابن ملجم منافق لعنت الله علیه بر فرق مبارک امیر المومنین علیه السلام ضربت وارد شد. در ۱۳ ماه رمضان سال ۴۰ هجری قمری حضرت مولی الموحدین علی بن ابی طالب امیر المومنین علیهما السلام بعد از فارق شدن از جنگ نهروان از شهادت خود خبر دادند. در آن روز حضرت بر فراز منبر بعد از بیان کلماتی پربار در حقایق اسلام، در آخر بیانات شریف خود، به فرزندشان امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: تا امروز چند روز از ماه مبارک رمضان می گذرد؟ امام مجتبی علیه السلام فرمود: ۱۳ روز گذشته است. از امام حسین علیه السلام پرسیدند: چند روز باقی مانده است؟ امام حسین علیه السلام فرمود: ۱۷ روز باقی مانده است. در این هنگام امیر المومنین علیه السلام دست به محاسن مبارک گرفتند و فرمودند: نزدیک است این موی من به خون سرم خضاب شود. 


در شب ۱۶ ماه رمضان سال ۴۰ هجری قمری امیر المؤمنین علیه السلام در خواب پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدند، و آن حضرت به نزدیک شدن ملاقاتشان در بهشت به امیر المومنین علیه السلام بشارت دادند، امیر المومنین علیه السلام به دخترشان ام کلثوم علیها السلام خبر دادند. در شب نوزدهم در شب نوزدهم امیر المومنین علیه السلام روزه را در منزل ام کلثوم علیها السلام افطار نمودند. در شب ۱۹ ماه رمضان سال ۴۰ هجری قمری وردان و شبیب لعنت الله علیهما که با ابن ملجم در شهادت امیر المومنین علیه السلام همراه بودند، در حین درگیری کشته شدند. در سال چهلم گروهی از خوارج در مکه جمع شدند و بر کشتگان نهروان گریستند. سه نفر از آنان با هم پیمان بستند که در یک شب امیر المومنین علیه السلام و عمرو عاص و معاویه را بکشند. ابن ملجم کشتن امیر المومنین علیه السلام را بر عهده گرفت و وارد کوفه شد و با کمک قطام بنت اخضر که ابن ملجم قصد ازدواج با او را داشت، و با همدستی شبیب بن بجره و وردان بن مجاله تصمیم خود را عملی کرد. در صبح روز نوزدهم بعد از اذان صبح، امیر المومنین علیه السلام وارد مسجد شد و صدای نازنین ایشان به یا ایها الناس، الصلاة بلند شد. سپس آن حضرت مشغول نماز شد. هنگامی که در رکعت اول سر از سجده برداشت شبیب بر آن حضرت حمله‌ور شد، ولی شمشیرش خطا کرد. بلافاصله ابن ملجم لعنه الله حمله کرد و شمشیر او فرق مبارک آن حضرت را شکافت و محاسن شریفش به خون فرق مبارکش خضاب شد، و صدای مبارکش بلند شد: بسم الله و بالله و علی مله رسول الله، فزت و رب الکعبه.  صدای جبرئیل بلند شد: تهدمت والله ارکان الهدی و انطمست اعلام التقی و انفصمت العروه الوثقی، قتل ابن عم المصطفی، قتل الوصی المجتبی، قتل علی المرتضی، قتل اشقی الاشقیاء.


تقویم شیعه، نوشته استاد حجت الاسلام عبد الحسین بندانی، صفحه ۲۸۷-۲۸۸

  • ۰ نظر
  • ۱۱ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۳:۵۵
  • مصطفی جمشیدی

تقویم شیعه


هفدهم رمضان


۱- معراج پیامبر


معراج پیامبر صلی الله وعلیه و آله پنج سال بعد از بعثت در چنین روزی واقع شده، و آیه سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد القصی...، در این باره نازل شده است. معراج پیامبر صلی الله علیه و آله در ۲۱ ماه رمضان نیز نقل شده است.


معراج از جمله ضروریات اسلام است، و از آیات کریمه و احادیث متواتره ثابت شده است که خداوند متعال حضرت رسول صلی الله علیه و آله را در یک شب از مکه معظمه تا مسجد الاقصی و از آنجا به آسمان‌ها تا سدرة المنتهی و عرض اعلی برد، و عجایب آفرینش آسمان‌ها را به آن حضرت نمایاند و رازهای نهانی و معارف نامتناهی را به آن حضرت القا فرمود و آن حضرت در بیت المعمور تحت عرش به عبادت حق تعالی قیام فرمود و با انبیاء علیهم السلام ملاقات نمود و داخل بهشت شد و منازل اهل بهشت و احوال کسانی که در عذاب بودند را مشاهده فرمود. احادیث متواتر دلالت دارد که عروج آن حضرت به بدن بوده نه به روح، و در بیداری بوده نه در خواب. اقوال دیگر در تعیین روز معراج چنین است: ۱۷ ماه رمضان سال ۱۲ قبل از هجرت، ۱۷ ربیع الاول قبل از هجرت، ۱۷ رجب قبل از هجرت، ۱۷ ماه رمضان ۵ سال قبل از بعثت، ۲۷ ماه رمضان، ۲۱ ماه رمضان. درباره مکانی که آغاز حرکت پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی معراج بوده نیز چند قول است: از منزل خدیجه علیها السلام، از منزل ام هانی خواهر امیر المومنین علیه السلام، از شعب ابی طالب علیه السلام. 


امام صادق علیه السلام فرمودند: حق تعالی حضرت رسول صلی الله علیه و آله را صد و بیست و چهار مرتبه به آسمان برد، و در هر مرتبه به آن حضرت درباره ولایت و امامت امیر المؤمنین علیه السلام و دیگر ائمه طاهرین علیهم السلام زیاده از سایر فرایض تأکید و توصیه نمود.


۲- جنگ بدر


۳- در روز جمعه در سال دوم هجرت جنگ بدر کبری به وقوع پیوست ۱۸ یا ۱۹ این ماه هم ذکر شده است. تعداد مسلمانان ۳۱۳ نفر و تعداد شهدای آنان ۹ تا ۱۴ نفر، و تعداد کفار ۹۵۰ نفر بود. مقتولین کفار ۷۰ نفر بودند و ۷۰ نفر را هم مسلمانان اسیر گرفتند. ۳۵ نفر از ۷۰ نفر کشته های کفار به دست امیر المؤمنین علیه السلام به قتل رسیدند و در کشتن نصف دیگر هم آن حضرت علیه السلام شریک بودند. در این جنگ ابو جهل نیز کشته شد. ابو جهل هشام بن مغیره مخزومی از دشمنان سر سخت پیامبر صلی الله علیه و آله بود. او با اینکه نامش هشام بود ولی از فرط بدجنسی و زشت سیرتی به ابی جهل مکنی شد. ابو جهل کسی بود که در مکه آزار و اذیت بسیار به رسول اکرم صلی الله علیه و آله نمود. بچه‌دان شتر بر سر مبارک حضرت ریخت. خاکستر و خاک بر سر مبارک حضرت ریخت. سنگ به دندان مبارکش زد، نسبت کذب و جنون به آنان حضرت داد. مادر عمار یاسر جناب سمیه را بعد از شکنجه بسیار با نیزه‌ای که به ران او زد شهید کرد.


در جنگ بدر دو برادر انصاری معاذ و معوذ به خاطر سابقه‌ای که از او در اذیت پیامبر صلی الله علیه و آله شنیده بودند تصمیم به کشتن او گرفتند. به هر صورت او را ضربه‌هایی زدند و یکی از دو برادر دستش قطع شد و به پوست آویزان گردید، ولی چون دید دستش مزاحم جنگ با ابو جهل و هواداران اوست، زیر پایش گذاشت و دفعتاً آن را از بدنش جدا کرد، و سپس ابو جهل را نقش زمین کردند. بعد از جنگ، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: کسی خبر از ابو جهل بیاورد. عبد الله بن مسعود رفت و پا روی سینه او گذاشت. ابو جهل به هوش آمد و گفت: بر جای بلندی پای گذاشته‌ای، کاش قاتل من دهقان نبود (که کنایه‌ای به انصار بود). عبد الله بن مسعود سر او را از بدن جدا کرد و نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد و جلوی پای آن حضرت انداخت. پیامبر صلی الله علیه و آله شکر الهی به جا آورد، و خداوند نصرت خود را بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل نمود، و آن حضرت فرمود: امروز روز عید است و باید شکر خدا را بر نعمتی که به اهل ایمان عطا فرموده به جای آورد.


۳- قتل عایشه


در شب ۱۷ ماه رمضان در سال ۵۸ هجری قمری در مدینه، عایشه دختر ابو بکر به دست معاویه کشته شد، و به سزای اعمالش رسید. دو قول دیگر در این باره ۲۹ رجب و آخر ذی الحجه است. پیامبر صلی الله علیه و آله دوست داشت تا زنده است مرگ و دفن عایشه را ببیند. ابن ابی الحدید می گوید: اگر عمر بن خطاب به جای علی علیه السلام بود هر آینه عایشه را قطعه قطعه می کرد.


معاویه (لعنه الله) چون خواست برای پسرش یزید (لعنه الله) از مردم بیعت بگیرد، عایشه (لعنها الله) انکار آن کرد و معاویه را تهدید کرد و گفت: برادرم محمد را کشتی، و برای یزید بیعت می‌گیری؟ معاویه ترسید که مبادا او ایجاد فتنه کند. لذا در خانه خود چاهی کند و آن را پر از آهک کرد و فرش قیمتی بر روی آن پهن نمود و عایشه را وقت نماز عشاء به خانه خود خواندم وقتی عایشه وارد شد، معاویه او را به نشستن بر آن تخت تعارف کرد. همین که روی آنشست، فرو رفت و به چاه افتاد و هلاک شد. معاویه در چاه چندین نیزه مسموم تعبیه کرده بود و هنگامی که عایشه در چاه افتاد فوراً کار او ساخته شد.


عایشه در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله با آن حضرت رفتار نامناسبی داشت. با امیر المومنین علیه السلام و حضرت صدیقه علیها السلام و همسران پیامبر صلی الله علیه و آله رفتارهای زشت و کینه‌توزانه‌ای روا داشت. واقعه جمل و کشته شدن حدود بیست هزار نفر از مسلمین به خاطر فتنه او از کارهای معروف اوست. وقتی حضرت زهرا علیها السلام به شهادت رسید، همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله برای سر سلامتی امیر المومنین آمدند جز عایشه که اظهار مریضی کرد و سخنی گفت که دلالت بر خوشحالی او داشت.


از مشخص‌ترین نشانه‌های بغض و کینه او نسبت به امیر المومنین علیه السلام این بود که غلامش را عبد الرحمن نام نهاد و گفت: این نام گذاری را به خاطر محبتم به قاتل علی بن ابی طالب یعنی عبد الرحمن بن ملجم انجام دادم.


۴- وفات پسر برادر ابو لؤلؤ رحمه الله


در این روز ابو زناد عبد الله بن ذکوان پسر برادر ابو لؤلؤ به مرگ ناگهانی در مدینه در سال ۱۳۰ یا ۱۳۱ هجری قمری در گذشت. ابو زناد از اصحاب امام زین العابدین علیه السلام بود. او عالم اهل مدینه به حساب، فرائض، نحو، شعر، حدیث و فقه بود. ذهبی می‌گوید: عبد الله بن ذکوان، ابو عبد الرحمان، ابو زناد، از بزرگان و اهل مدینه بود. او پسر برادر ابو لؤلؤ و مورد وثوق است که مالک و لیث و سفیان ثوری و سفیان بن عیینه از او روایت کرده‌اند.


اشاره‌ای به احوال ابو لؤلؤ رحمه الله


اسم او فیروز و چون دختری به نام لؤلؤة داشت مکنی شد به ابو لؤلؤة (ابو لؤلؤ)، و از القاب ایشان شجاع الدین و بابا شجاع الدین است. اصلش ایرانی و در نهاوند به دنیا آمده است.


مذهب آن بزرگوار


صاحب ریاض العلماء می‌فرماید: معروف آن است که ابو لؤلؤ از برگزیدگان شیعیان امیر المومنین علی بن ابی طالب علیهما السلام بوده است. مغیرة بن شعبه (لعنه الله) چون از زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله عداوت و بغض و کینه خاصی به علی بن ابی طالب علیهما السلام داشت، بر ابو لؤلؤ سخت می‌گرفت و میزان مالیات او را سنگین و سنگین‌تر می‌کرد؛ به حدی که یک روز به ابو لؤلؤ گفت: اگر به خانه ی علی بن ابی طالب رفت و آمد نکنی و دست از محبت او برداری مالیات را از تو بر می‌دارم و آن را می‌بخشم؛ اما ابو لؤلؤ قبول نکرد.


قتل هرمزان، جفینه، دختر ابو لؤلؤ (لؤلؤة)، پسر و همسر ابو لؤلؤ


هنگامی که عمر (لعنه الله) در بستر مرگ بود عبید الله بن عمر (لعنهما الله) با رهنمود و همکاری خواهرش حفصه، دختر و همسر و پسر ابو لؤلؤ را که مسلمان بودند کشت، جفینه که ایرانی بود و هرمزان که دوست ابو لؤلؤ و پسر یزدجرد سوم و برادر حضرت شهربانو همسر امام حسین علیه السلام بود را به همراه چند نفر دیگر از فارسی زبانان مدینه به قتل رساند و بعد از کشتن جناب هرمزان بدن او را قطعه قطعه کرد. او می گفت: «به هر عجمی که دست پیدا کنم خواهم کشت».


هنگامی که هرمزان اسیر شد به مدینه آمد، و عمر اسلام را بر او عرضه کرد. او قبول نکرد و در همان مجلس هنگامی که عظمت و جلالت امیر المومنین علیه السلام را دید به دست آن حضرت اسلام آورد و از مخلصین اصحاب حضرت شد و اکثر اوقاتش در مسجد مشغول نماز بود. امیر المومنین علیه السلام هنگامی که از کار عبید الله با خبر شد که دختر و پسر و همسر ابو لؤلؤ و هرمزان و جفینه را کشته است، فرمود: «این فاسق جرم بزرگی را مرتکب شده و مسلمانی را بدون گناه کشته است». سپس به پسر عمر فرمود: «اگر روزی بر تو دست پیدا کنم به خاطر قتل هرمزان تو را خواهم کشت».


درخواست امیر المؤمنین علیه اسلام و عده‌ای از اصحاب برای قصاص عبید الله بن عمر به ارتکاب این جرائم در حق چند مسلمان، دلیل بر اسلام ابو لؤلؤ است و تا عمر مرد و عثمان بعد از سه روز خلیفه شد عبید الله بن عمر در زندان بود و عثمان او را بخشید و آزاد کرد.


ابو لؤلؤ رحمه الله در مدینه


اکثر مورخین معتقدند که روز ضربت خوردن عمر، ابو لؤلؤ در صف اول نماز جماعت در مسجد بوده است، و اگر او مسلمان نبوده است داخل مسجد چه می‌کرده است؟! تناقض گویی عده‌ای دلالت بر کذب کلامشان دارد. عده‌ای گفته‌‌اند: هنگامی که ضربه به عمرر زد در حال فرار بر خود ضربه‌ای زد و مرد. عده‌ای گفته‌اند: عبید الله بن عمر او را کشته است. بعضی گفته‌اند: مردی از بنی تمیم او را کشته است. بعضی گفته‌اند: عبد الله بن عوف سر از بدنش جدا کرد. عده‌ای گفته‌اند : معلوم نشد به کجا رفت و هر چه سربازان دنبال او گشتند او را پیدا نکردند. به هر صورت اگر کشته شد، یا خودش را کشت با جسدش چه کردند و به کجا دفن شد؟ هیچ کس ذکر نکرده است. اما شیعه معتقد است که ابو لؤلؤ با معجزه و عنایت امیر المومنین علیه السلام به کاشان آمد و تا زنده بود مردم به او احترام خاصی می‌گذاشتند و کسانی که بعد از مدتی او را دیدند و شناختند نتوانستند ثابت کنند که چگونه ابو لؤلؤ آن روز در مدینه بوده و همان روز یا شب یا فردایش در کاشان بوده است !!


قبر شریف آن بزرگوار در کاشان


قبر ابو لؤلؤ در شهر کاشان است. در سال‌هاى اخیر عده‌اى از محبین اهل بیت علیهم السلام در تزیین و توسیع صحن و مرقد آن بزرگوار زحمت زیادى کشیدند و امکاناتى جهت رفاه حال زوار فراهم کردند. در ماه ربیع الاول سال ۱۴۲۷ هجری قمری ضریح هشت ضلعى زیبا و نفیسى شبیه ضریح جناب هانى بن عروة رحمه الله به همت دوستان اهل بیت علیهم السلام بر قبر ایشان نصب شد. تاریخ بناى گنبد و رواق به بیش از ۷۲۰ سال قبل بر می‌گردد.


۵- بنای مسجد جمكران


در شب سه شنبه ۱۷ ماه مبارک رمضان سال ۳۷۳ هجری قمری بنا بر آنچه كه شيخ صالح و پرهيزكار جناب حسن بن مثله جمكرانی خبر داده است امام عصر حضرت صاحب الزمان علیه السلام دستور بنای مسجد شريف جمكران را صادر فرمودند و اين ماجرا داستانی طولانی دارد و مسجد هم دارای آداب و نماز مخصوصی است.


تقویم شیعه، نوشته استاد حجت الاسلام عبد الحسین بندانی، صفحه ۲۷۸-۲۸۶

  • ۰ نظر
  • ۱۱ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۳:۵۴
  • مصطفی جمشیدی