حدیث، شعر و فضائل اهل بیت علیهم السلام

✅ اشعار مذهبی
✅ نشر معارف و احادیث اهل بیت
✅ فضایل اهل بیت از کتب اهل خلاف
✅ تقویم شیعه

کانال تلگرام:
http://telegram.me/Hadis_Sher_Fazael

آخرین نظرات

۴۳۹ مطلب با موضوع «معارف و احادیث اهل بیت» ثبت شده است


نحوه بیعت محمد بن ابی بکر علیه السلام با امیر المومنین صلوات الله علیه و آله


شیخ کشی و مفید رضوان الله علیهما روایت کرده‌اند:


١١٣- محمد بن مسعود، قال حدثنی علی بن محمد القمی، قال حدثنی أحمد بن محمد بن عیسی ، عن زحل عمر بن عبد العزیز، عن جمیل بن دراج ، عن حمزة بن محمد الطیار، قال ذکرنا محمد بن أبی بکر عند أبی عبد الله عليه السلام فقال : أبو عبد الله عليه السلام رحمه الله وصلی علیه ، قال لأمیر المؤمنین عليه السلام یوما من الأیام : أبسط یدک أبایعک ، فقال أو مافعلت ؟ قال : بلی ، فبسط یده ، فقال : أشهد أنک إمام مفترض طاعتک ، و أن أبی فی النار . فقال أبو عبد الله عليه السلام : کان النجابة من قبل أمه أسماء بنت عمیس رحمة الله علیها ، لا من قبل أبیه .


محمد طیار گفت: نزد امام صادق علیه السلام از محمد بن ابی بکر یاد کردیم. حضرت فرمود: درود و رحمت خدا بر او؛ همانا روزی از روزها محمد بن ابی بکر به امیر المومنین علیه السلام گفت: دستت را باز کن تا با تو بیعت کنم. حضرت فرمودند مگر نکردی؟ گفت چرا. حضرت دستشان را باز کردند و محمد بن ابی بکر گفت شهادت می‌دهم که تو امامی هستی که اطاعتت واجب است و پدر من در آتش است. سپس امام صادق علیه السلام فرمودند: نجابت محمد بن ابی بکر از طرف مادرش اسماء بنت عمیس بود نه پدرش.


اختیار معرفة الرجال معروف به رجال الکشی، تألیف شیخ طوسی، صفحه ۶۶-۶۷، چاپ موسسه النشر الاسلامی


الاختصاص، تألیف شیخ مفید، صفحه ۷۷، چاپ موسسه الاعلمی للمطبوعات


پی نوشت: جناب محمد بن ابی بکر بر خلاف خانواده‌ای فردی پاک سیرت و از شیعیان خالص حضرت امیر المومنین علیه السلام بود و از این روایت شریف ثابت می‌شود که جناب محمد بن ابی بکر بیعت خود با حضرت امیر المومنین علیه السلام را بدون برائت از پدرش ابی بکر که اول ظالم در حق اهل بیت علیهم السلام بود قبول نداشته است. پس جناب محمد بن ابی بکر اسوه‌ای از برائت و ولایت در بین شیعیان است.


  • مصطفی جمشیدی

بیست حدیث کوتاه و جملات قصار از امیر المومنین علیه السلام در کتاب غرر الحکم تالیف مرحوم عبد الواحد آمدی (۲۱)


(٤٠١) الشَّرَهُ دٰاعِيَةُ الشَّرِّ

بخل به بدی‌ها می‌شد.


(٤٠٢) الصِّدْقُ حَيٰاةُ التَّقْويٰ

راستی پرهیزگاری است.


(٤٠٣) الكِتْمٰانُ مِلٰاكُ النَّجْويٰ

رازداری اساس راز سپردن است.


(٤٠٤) القِسْطُ رُوحُ الشَّهٰادَةِ

عدالت، جان گواهی دادن است.


(٤٠٥) الفَضِيلَةُ غَلَبَةُ العٰادَةِ

فضیلت، چیرگی بر عادت‌ها است.


(٤٠٦) العَفْوُ زَكٰاةُ الظَّفَرِ

گذشت، پاداش پیروزی است.


(٤٠٧) اللَّجٰاجُ بَذْرُ الشَّرِّ

ستیزگی تخم بدی کاشتن است.


(٤٠٨) المَنِيَّةُ وَ لَاَ الدَّنِيَّةُ

مرگ، خوش‌تر است تا به پستی زیستن.


(٤٠٩) المَوْتُ و لَاَ اْبتِذٰالُ الحِزْيَةِ

مرگ و نه خواری رسوایی.


(٤١٠) التَّقَلُّلُ وَلَا التَّذَلُّلُ

کم‌چیزی و نه خواری.


(٤١١) المُرُؤةُ الْقَنٰاعَةُ و التَّجَمُّلُ

مروت، قناعت و آراستگی است.


(٤١٢) التَّجٰارِبُ لٰا تَنْقَضِي

آزمایش‌ها تمام نمی‌شوند.


(٤١٣) الحَرِيصُ لٰا يَكْتَفِي

حریص به هيچ اندازه كفایت نمی‌كند.


(٤١٤) العَيْنُ رٰآئِدُ القَلْبِ

چشم، ديدبان دل است.


(٤١٥) الهَمُّ يُنْحِلُ البَدَنَ

اندوه، پيکر را می‌گدازد.


(٤١٦) العَيْنُ بَرِيدُ القَلْبِ

ديده، پیک دل است.


(٤١٧) الفِكْرُ يُنِيرُ اللُّبَّ

اندیشیدن، خرد را بصيرت بخشد.


(٤١٨) المَرَضُ حَبْسُ البَدَنِ

درد، بدن را به بند كشد.


(٤١٩) الفِتْنَةُ تَجْلِبُ الحُزْنَ

فتنه و گناه، اندوه آورد.


(٤٢٠) الحَسَدُ حَبْسُ الرُّوحِ

رشک، زندانی شدن روح است.

  • مصطفی جمشیدی

نشانه‌ی بهشت و نشانه‌ی جهنم


شیخ مفید رضوان الله علیه عالم بزرگ شیعه و قاضی نعمان مغربی عالم بزرگ اسماعیلیه روایت کرده‌اند:


وحدثنا أحمد بن هارون، وجعفر بن محمد بن قولويه، وجماعة، عن علي بن الحسين، عن عبد الله بن جعفر الحميري، عن محمد بن الحسن، عن أحمد بن النضر، عن صباح، عن الحارث ابن الحصيرة، عن صخر بن الحكم الفزاري ، عمن حدثه أنه سمع عمرو بن الحمق يحدث عن رسول الله صلى الله عليه وآله أنه سمع رسول الله صلى الله عليه وآله في المسجد الحرام أو في مسجد المدينة يقول: يا عمرو وهل لك في أن اريك آية الجنة يأكل الطعام ويشرب الشراب ويمشي في الأسواق وآية النار يأكل الطعام ويشرب الشراب ويمشي في الأسواق ؟ فقلت: نعم بأبي أنت وأمي فأرنيهما، فأقبل علي عليه السلام يمشي حتى سلم فجلس، فقال صلى الله عليه وآله: يا عمرو هذا وقومه آية الجنة، ثم أقبل معاوية حتى سلم، ثم جلس، فقال صلى الله عليه وآله: يا عمرو هذا وقومه آية النار.


عمرو بن حمق خزاعی رضوان الله علیه گفت: همانا از رسول خدا صلی الله علیه و آله در مسجد الحرام یا مسجد مدینه شنیدم که فرمود: ای عمرو، آیا می‌خواهی که نشانه‌ی بهشت را که می‌خورد و می‌نوشد و در بازارها راه می‌رود و نشانه‌ی آتش (جهنم) را که می‌خورد و می‌نوشد و در بازارها راه می‌رود را به تو نشان دهم؟ گفتم: آری، پدر و مادرم به فدایت، آن دو را به من نشان دهید. پس امیر المومنین علیه السلام آمد و سلام کرد و نشست. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: این فرد و قومش نشانه‌ی بهشت هستند. پس معاویه آمد و سلام کرد و سپس نشست. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: ای عمرو، این فرد و قومش نشانه‌ی آتش (جهنم) هستند.


الاختصاص، تألیف شیخ مفید، صفحه ۲۷، چاپ موسسه الاعلمی للمطبوعات



بحار الانوار، تألیف علامه مجلسی، جلد ۳۴، صفحه ۲۷۷-۲۷۸، چاپ دار احیاء التراث العربی



شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار، تألیف قاضی نعمان مغربی، جلد ۱، صفحه ۲۰۸، چاپ موسسه النشر الاسلامی



طبرانی از علمای بزرگ اهل تسنن این روایت را با سانسور شدید و حذف نام معاویه از عمرو بن حمق نقل کرده است:


ذَاتَ يَوْمٍ، فَقَالَ لِي: «يَا عَمْرُو هَلْ لَكَ أَنْ أُرِيَكَ آيَةَ الْجَنَّةِ؟ يَأْكُلُ الطَّعَامَ ويَشْرَبُ الشَّرَابَ، ويَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ» ، قُلْتُ: بَلَى بِأَبِي أَنْتَ قَالَ: «هَذَا، وَقَوْمُهُ آيَةُ الْجَنَّةِ» ، وَأَشَارَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَقَالَ لِي: «يَا عَمْرُو، هَلْ لَكَ أَنْ أُرِيَكَ آيَةَ النَّارِ؟ يَأْكُلُ الطَّعَامَ ويَشْرَبُ الشَّرَابَ، ويَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ؟» قُلْتُ: بَلَى، بِأَبِي أَنْتَ قَالَ: «هَذَا وَقَوْمُهُ آيَةُ النَّارِ» وَأَشَارَ إِلَى رَجُلٍ، فَلَمَّا وَقَعَتِ الْفِتْنَةُ، ذَكَرْتُ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَفَرَرْتُ مِنْ آيَةِ النَّارِ إِلَى آيَةِ الْجَنَّةِ، وَتَرَى بَنِي أُمَيَّةَ قَاتِلِي بَعْدَ هَذَا؟ قُلْتُ: اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ قَالَ: وَاللَّهِ، لَوْ كُنْتَ فِي جُحْرٍ فِي جَوْفِ جُحْرٍ لَاسْتَخْرَجَنِي بَنُو أُمَيَّةَ حَتَّى يَقْتُلُونِي حَدَّثَنِي بِهِ حَبِيبِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، «أَنَّ رَأْسِي أَوَّلُ رَأْسٍ تُحْتَزُّ فِي الْإِسْلَامِ، وَيُنْقَلُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ».


عمرو بن حمق گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به من فرمودند: آیا می‌خواهی که نشانه‌ی بهشت را که می‌خورد و می‌نوشد و در بازارها راه می‌رود به تو نشان دهم؟ گفتم: آری پدرم به فدایت! فرمود: این و قومش نشانه‌ی بهشت‌اند و با دستش به سوی علی بن ابی طالب (علیهما السلام) اشاره کرد و باز فرمود: ای عمرو، آیا می‌خواهی نشانه‌ی آتش (جهنم) را که می‌خورد و می‌نوشد و در بازارها راه می‌رود را به تو نشان دهم؟ گفتم: بلی، پدرم به فدایت. فرمود: این و قومش نشانه‌ی آتش‌اند و به سوی مردی (معاویه) اشاره کرد. وقتی فتنه واقع شد، این سخن حضرت به یادم آمد. پس از نشانه‌ی جهنم به طرف نشانه‌ی بهشت فرار کردم و من می‌دانم که پس از این بنی امیه مرا خواهند کشت والله اگر در بطن سنگ هم باشم، بنی امیه بیرونم می‌کشند تا مرا بکشند، این را حبیبم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خبر داد و سر من اول سری خواهد بود که در اسلام از شهری به شهر دیگر برده می‌شود.


المعجم الاوسط، تألیف طبرانی، جلد ۴، صفحه ۲۴۰، چاپ منشورات دار الحرمین


  • مصطفی جمشیدی


حکومت امیر المومنین علیه السلام امیر المومنین علیه السلام


امام باقر علیه السلام فرمودند:


لَقَدْ وَلِيَ عَلِیٌّ علیه السلام  خَمْسَ سِنِينَ مَا وَضَعَ آجُرَّةً عَلَى آجُرَّةٍ وَ لَا لَبِنَةً عَلَى لَبِنَةٍ ، وَ لَا أَقْطَعَ قَطِيعاً ، وَ لَا أَوْرَثَ بِيضاً وَ لَا حُمْراً ، وَ إِنْ كَانَ لَيُطْعِمُ النَّاسَ خُبْزَ الْبُرِّ وَ اللَّحْمَ ، وَ يَنْصَـرِفُ إِلَى مَنْزِلِهِ وَ يَأْكُلُ خُبْزَ الشَّعِيرِ وَ الزَّيْتَ وَ الْخَلِّ .


امیر المومنین علیه السلام پنج سال حکومت کرد و هیچ خشت پخته و خشت خامی بر هم ننهاد، و هیچ مِلْکى را مخصوص خود نفرمود، و هیچ درهم و دیناری به میراث باقی نگذاشت. به مردم نان گندم و گوشت می‌خورانید، ولی چون به خانه خود بر می‌گشت نان جو و سرکه و روغن زیتون می‌خورد.


روضة الواعظین، تألیف فتال نیشابوری، جلد ۱، صفحه ۱۱۷، چاپ منشورات الشریف الرضی


مقایسه کنید با کسانی که ادعای حکومت علوی دارند و بر ماشین‌های گرانقیمت سوار می‌شوند و میلیاردها بلکه تریلیاردها تومان از بیت المال را بالا می‌کشند و به مردم توصیه می‌کنند که لنگ بپوشند و نان خشک بخورند!!!

  • مصطفی جمشیدی


امام حسین علیه السلام دری از درهای بهشت


ابن شاذان قمی رضوان الله علیه عالم بزرگ شیعه روایت کرده است:


حدثني أحمد بن محمد [بن] الجراح ، قال : حدثني القاضي عمر بن الحسين قال : حدثني آمنة بنت أحمد بن ذهل بن سليمان الاعمش ، قالت: حدثني أبي عن أبيه ، عن سليمان بن مهران ، قال : حدثني محمد بن كثير ، قال : حدثني أبو خيثمة ، عن عبد الله بن عمر قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله : بي انذرتم وبعلي بن أبي طالب عليهما السلام اهتديتم ، وقرأ «إنما أنت منذر ولكل قوم هاد» وبالحسن أعطيتم الاحسان. وبالحسين تسعدون وبه تشقون ، ألا وإن الحسين باب من أبواب الجنة ، من عاداه حرم الله عليه رائحة الجنة .


عبد الله بن عمر نقل کرده است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: شما توسط من هشدار داده شده و به واسطه‌ی علی بن ابی طالب علیهما السلام هدایت شدید؛ سپس این آیه را قرائت فرمودند: «همانا تو هشدار دهنده‌ای و برای هر قومی هدایت کننده‌ای است» و آنگاه فرمودند: به واسطه‌ی حسن علیه السلام به شما احسان و نیکی عطا شد و به سبب حسين علیه السلام عده‌ای به سعادت رسیده و گروهی دچار شقاوت و گمراهی می‌شوند. آگاه باشید که حسین دری از درهای بهشت است، هر کس با او دشمنی کند، خداوند بوی بهشت را بر او حرام می‌گرداند.


صد فضیلت از فضائل امیر مومنان علیه السلام به روایت عامه، ترجمه فارسی مائة منقبة، تألیف ابن شاذان قمی، صفحه ۱۸، چاپ انتشارات الرشید

  • مصطفی جمشیدی