حدیث، شعر و فضائل اهل بیت علیهم السلام

✅ اشعار مذهبی
✅ نشر معارف و احادیث اهل بیت
✅ فضایل اهل بیت از کتب اهل خلاف
✅ تقویم شیعه

صفحه اینستاگرام:
http://Instagram.com/_u/Hadis_Sher_Fazael

کانال تلگرام:
http://telegram.me/Hadis_Sher_Fazael

آخرین نظرات
  • ۱۹ خرداد ۰۰، ۲۳:۴۸ - سجاد
    احسنت
  • ۱۰ بهمن ۹۹، ۲۲:۴۱ - حسین بوذرجمهری
    عالی


نتیجه تمسک به ولایت حضرت امام هادی علیه السلام


شیخ معتمد و عالم بزرگ شیعه، جناب شاذان بن جبرائیل قمی رضوان الله علیه روایت کرده است که حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:


مَنْ أَحَبَّ أَنْ يُحَاسِبَهُ اللَّهُ حِسَاباً يَسِيراً فَلْيُوَالِ عَلِيَّ الْهَادِي عليهما السلام.


اگر کسی دوست داشته باشد خدا به حساب او ساده رسیدگی کند، پس باید به دامان ولایت [امام] علی هادی علیه السلام متمسک شود.


الفضائل، تالیف شاذان بن جبرائیل قمی، صفحه ۱۶۶، چاپ منشورات مکتبة العرفان


بحار الانوار، تالیف علامه مجلسی، جلد ۳۶، صفحه ۲۹۶، حدیث ۱۲۵، چاپ موسسه احیاء الکتب الاسلامیة

  • ۰ نظر
  • ۲۸ فروردين ۰۱ ، ۱۸:۴۹
  • مصطفی جمشیدی

تقویم شیعه


چهاردهم رمضان


شهادت مختار رضوان الله علیه


در سال ۶۷ هجری قمری در چنین روزی مختار بن ابی عبیده ثقفی به شهادت رسید، و مزار او کنار مرقد حضرت مسلم علیه السلام در انتها مسجد کوفه است. 


مصعب بعد از به شهادت رساندن مختار، دستور داد همسر او را دستگیر کنند. او زنی مومنه به نام عمره دختر نعمان بن بشیر انصاری بود. مصعب گفت: برائت بجوی از شوهرت. او گفت: چگونه برائت بجویم از کسی که روزهای روزه و شب‌ها به نماز مشغول بود، و خون خود را برای خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله نثار کرد و خونخواهی فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله نمود؟ مصعب در حالتی که شمشیرش را از غلاف بیرون کشیده بود، گفت: پس تو را به شوهرت ملحق می‌کنم. همسر مختار جواب داد: پس از این مرگ بهشت است و به خدا قسم هیچ چیزی را بر محبتم به علی بن ابی طالب علیهما السلام ترجیح نمی‌دهم. 


در گرمای هوا در صحرایی بین حیره و کوفه دست و پای او را بستند و بعد گردن او را زدند و سر از بدنش جدا کردند. این زن مومنه اولین زن شهیدی است که در محبت امیر المومنین علیه السلام با شکنجه کشته شد.


پانزدهم رمضان


۱- ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام


شب نیمه ماه رمضان سال سوم هجری قمری دومین امام شیعیان حضرت ابو محمد حسن بن علی بن ابی طالب علیهم السلام در شهر مدینه به دنیا آمد. القاب آن حضرت: سید، سبط، امین، اثیر، حجت، بر، نقی، زکی، مجتبی، زاهد. رنگ مبارکش سرخ و سفید، دیدگان مبارکش گشاده و چشمانش مشکی بود. گونه مبارکش هموار و محاسنش انبوه و موی سرش مجعد بود. گردن مبارک در نور و صفا مانند نقره صیقل زده، میانه بالا و شانه‌هایی گشاده داشت و از همه مردم خوشروتر بود. خضاب بسیار می‌کرد و بدن شریفش در نهایت لطافت بود. 


در روز هفتم ولادت آن حضرت، مادرش فاطمه زهرا علیها السلام آن مولود مبارک را در پارچه حریری که جبرئیل علیه السلام آن را برای پیامبر صلی الله علیه و آله از بهشت آورده بود، پیچید و خدمت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله آورد، و آن حضرت نام مبارکش را حسن نهاد و گوسفندی برای حضرتش عقیقه نمود.


۲- حرکت حضرت مسلم علیه السلام به سمت کوفه


در این روز در سال ۶۰ هجری قمری حضرت ابا عبد الله علیه السلام جناب مسلم بن عقیل علیه السلام را به کوفه روانه کرد. همراه او پاسخ نامه‌های کوفیان را داده بود که مضمون آن چنین بود: به سوی شما برادر و پسر عمویم، موثق اهل بیت خویش، مسلم بن عقیل را فرستادم. اگر او بنویسد برای من که رأی دانایان و بزرگان شما متفق شده بر آنچه در نامه‌ها درج کرده‌اید، به زودی به سوی شما خواهم آمد، ان شاء الله.


تقویم شیعه، نوشته استاد حجت الاسلام عبد الحسین بندانی، صفحه ۲۷۵-۲۷۷

  • ۰ نظر
  • ۲۸ فروردين ۰۱ ، ۱۳:۱۵
  • مصطفی جمشیدی


خطبه جناب ابی ذر غفاری علیه السلام در کعبه


شیخ طبرسی قدس سره روایت کرده است:


وعن عبد الله بن الصامت قال : رأيت أبا ذر آخذا بحلقة باب الكعبة مقبلا بوجهه للناس وهو يقول : أيها الناس من عرفني فقد عرفني ومن لم يعرفني فسأنبئه باسمي أنا جندب بن السكن بن عبد الله أنا أبو ذر الغفاري أنا رابع أربعة ممن أسلم مع رسول الله صلى الله عليه وآله سمعت رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله يقول وذكر الحديث بطوله إلى قوله ألا أيتها الأمة المتحيرة بعد نبيها لو قدمتم من قدمه الله وأخرتم من أخره الله وجعلتم الولاية حيث جعلها الله لما عال ولي الله ولما ضاع فرض من فرائض الله ولا اختلف اثنان في حكم من أحكام الله إلا كان علم ذلك عند أهل بيت نبيكم فذوقوا وبال ما كسبتم ، وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ.


از عبد الله بن صامت نقل است که گفت: ابی ذر را دیدم در حالى که حلقه باب کعبه را گرفته و روی به مردم داشت گفت: ای مردم، هر که مرا شناخت که هیچ، و هر که مرا نشناخت او را به نام خود آگاه کنم، من جندب بن سکن بن عبد الله، همان ابی ذر غفاری هستم، من چهارمین فرد هستم که همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله مسلمان شدم، من خود از آن حضرت شنیدم که می‌فرمود - و همه آن را تا آنجا ذکر کرد که -: اى امتی که پس از پیامبرش حیران و سرگردان شدید، اگر در مساله خلافت و ولایت همان را که خدا بر همه مقدم داشته بود مقدم می‌داشتید، و آن را که خداوند موخر داشته بود کنار می‌گذاشتید، و ولایت را در همان منظور نظر خداوند قرار داده بودید ، هرگز ولی خدا محتاج به کمک خلق نمی‌شد، و هیچ فرضى از فرائض الهى ضایع و تباه نمی‌گشت ، و هرگز دو نفر در حکمی از احکام الهی به اختلاف نمی‌افتادند، زیرا که علم هر مشکل در نزد اهل بیت پیامبر شما است، پس وبال کردار خود را بچشید، «و آنان که ظلم و ستم کردند به زودی خواهند دانست که به چه کیفرگاهی و دوزخ انتقامی بازگشت می‌کنند». (سوره شعرا، آیه ۲۷)


الاحتجاج، تالیف شیخ طبرسی، جلد ۱، صفحه ۲۱۰، چاپ منشورات الشریف الرضی


بحار الانوار، تالیف علامه مجلسی رضوان الله علیه، جلد ۲۷، صفحه ۳۱۹-۳۲۰، حدیث ۲، چاپ دار احیاء التراث العربی

  • ۰ نظر
  • ۲۶ فروردين ۰۱ ، ۱۷:۴۸
  • مصطفی جمشیدی


معجزه امام باقر علیه السلام و نشان دادن ملکوت به جابر بن یزید جعفی


ابن شهر آشوب مازندرانی قدس الله روحه الشریف روایت کرده است:


جابر بن يزيد : سألت أبا جعفر عن قوله تعالى « وكذلك نرى إبراهيم ملكوت السماوات » فرفع أبو جعفر بيده وقال : ارفع رأسك ، فرفعت فوجدت السقف متفرقا ورمق ناظري في ثلمة حتى رأيت نورا حار عنه بصري ، فقال : هكذا رأى إبراهيم ملكوت السماوات وانظر إلى الأرض ثم ارفع رأسك ، فلما رفعته رأيت السقف كما كان ثم اخذ بيدي وأخرجني من الدار وألبسني ثوبا وقال : غمض عينيك ساعة ، ثم قال : أنت في الظلمات التي رأى ذو القرنين ففتحت عيني فلم أر شيئا ، ثم تخطا خطا وقال : أنت على رأس عين الحياة للخضر ، ثم خرجنا من ذلك العالم حتى تجاوزنا خمسة فقال : هذه ملكوت الأرض ، ثم قال : غمض عينيك . واخذ بيدي فإذا نحن في الدار التي كنا فيها وخلع عني ما كان ألبسنيه ، فقلت : جعلت فداك كم ذهب من اليوم ؟ فقال : ثلاث ساعات .


جابر بن یزید جعفی گفت: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: مراد از ملکوت آسمان و زمین که به حضرت ابراهیم خلیل الله علیه السلام، ارائه نمودند چیست؟ همان واقعه‌ای که خداوند متعال در قرآن شریف آن را یادآور شده و می‌فرماید: «و این چنین ملکوت آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم.» (سوره انعام، آیه ۷۵) پس دیدم که آن حضرت دست مبارک خود را به جانب آسمان برداشت و به من فرمودند: نگاه کن ببین چه می‌بینی؟ من نوری دیدم که از دست آن حضرت به آسمان متصل شده بود، چنانکه چشم‌ها خیره می‌شد. آنگاه به من فرمودند: حضرت ابراهیم علیه السلام ملکوت آسمان و زمین را چنین دید. امام باقر علیه السلام در این لحظه دست مرا گرفته و به درون خانه برد. لباس خود را عوض کرده و فرمودند: چشم بر هم بگذار! بعد از لحظاتی گفت: می‌دانی در کجا هستیم؟ گفتم: خیر. فرمودند: در آن ظلماتی هستیم که ذو القرنین به آن جا گذر کرده بود. گفتم: اجازه می‌دهید که چشم‌هایم را باز کنم. فرمودند: باز کن اما هیچ نخواهی دید. چون چشم گشودم در چنان تاریکی بودم که زیر پایم را نمی‌دیدم. اندکی رفتیم باز هم فرمودند: ای جابر! می‌دانی در کجایی؟ گفتم: خیر. امام فرمودند: بر سر چشمه‌ای که خضر علیه السلام از آن آب حیات خورده بود، قرار داری. آن حضرت همچنان مرا از عالمی به عالم دیگر می‌برد تا به پنج عالم رسیدیم. آن حضرت فرمودند: حضرت ابراهیم علیه السلام ملکوت آسمان‌ها را این چنین [که تو ملکوت زمین] را دیدی مشاهده کرد. او ملکوت آسمان‌ها را دید که دوازده عالم است و هر امامی که از ما از دنیا برود، در یکی از این عالم‌ها ساکن می‌شود تا آنکه وقت ظهور قائم آل محمد علیهم السلام فرا رسد. امام باقر علیه السلام دوباره فرمودند: چشم بر هم بگذار و بعد از لحظه‌ای فرمودند: چشم بگشا. چون چشم گشودم خود را در خانه آن حضرت دیدم. آن بزرگوار لباس قبلی خود را پوشید و به مجلس قبلی برگشتیم. من عرض کردم: فدایت شوم چه قدر از روز گذشته؟ فرمودند: سه ساعت.


مناقب آل ابی طالب، تالیف ابن شهر آشوب، جلد ۴، صفحه ۲۱۰، چاپ دار الاضواء

  • ۰ نظر
  • ۲۶ فروردين ۰۱ ، ۱۵:۲۹
  • مصطفی جمشیدی

تقویم شیعه


دوازدهم رمضان


مراسم عقد اخوت


در این روز در سال اول هجرت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله بین اصحاب خود عقد اخوت بست و امیر المومنین علیه السلام را برادر خود گردانید.


سیزدهم رمضان


مرگ حجاج ثقفی لعنت الله علیه


در سال ۹۵ هجری قمری در چنین روزی ظالم سفاک پلید حجاج بن یوسف ثقفی لعنت الله علیه به هلاکت رسید. او در زمان ولید بن عبد الملک در شهر واسط که خودش بنا کرده بود با مرض آکله در شکمش به درک واصل شد. اقوال دیگر در روز مرگ او ۲۱، ۲۳، ۲۵، ۲۷ ماه رمضان است. مادر او قارحه نامی بود که قبل از همسری با یوسف بن عقیل پدر ظاهری حجاج، در منزل حارث بن کلده طبیب بود. هنگامی که حجاج به دنیا آمد سوراخ مقعد نداشت، طبیب برای او سوراخ قرار داد. همچنین او شیر نمی‌خورد تا اینکه بز سیاهی کشتند و از خونش بر پستان مادر و به صورت حجاج مالیدند و او از روز چهارم پستان قبول کرد. به این سبب حجاج خونخوار شد و می‌گفت: بیشترین لذت من در ریختن خون است. این صفت از کسی که مدت حمل او دو سال و نیم بوده و بیش از دو سال و نیم پس از مرگ پدرش به دنیا آمده، بعید نیست.


تعداد کشته شدگان به دست او را به جز جنگ‌ها، یکصد و بیست هزار نفر نوشته‌اند. هنگامی که هلاک شد، در زندان او پنجاه هزار مرد و سی هزار زن بود که ۱۶ هزار از آن‌ها برهنه و عریان بودند، و قاعده‌ی آن ملعون این بود که زن و مرد و اطفال را با هم زندانی می‌کرد، زندان او سقف نداشت.


عده‌ی زیادی از دوستان و شیعیان امیر المومنین علیه السلام را شهید کرد، از جمله کمیل بن زیاد نخعی، قنبر غلام امیر المومنین علیه السلام، عبد الرحمن بن ابی لیلی انصاری، که آن قدر او را تازیانه زد که امیر المومنین علیه السلام را سب کند ولی او مناقب آن حضرت را می‌گفت، تا حجاج دستور داد او را شهید کردند. دست و پای یکی از حواریین امام زین العابدین علیه السلام به نام یحیی بن ام طویل را برید تا شهید شد. همچنین سعید بن جبیر را به شهادت رسانید که ۱۵ روز بعد از قتل او حجاج به درک واصل شد. حجاج به مرض آکله مبتلا شد، و طبیب تکه گوشتی را به نخی بست تا آن ملعون بلعید. طبیب آخر نخ را نگه داشت، و بعد از لحظه ای نخ را کشید و دید چیزی نمانده است، و معلوم شد که به زودی جان به مالک جهنم خواهد سپرد. قبر او را در شهر واسط مخفی کردند و آب روی آن رها کردن ولی در زمان سفاح قبر او را پیدا کردند، آنچه مانده بود سوزانده و بر باد دادند. او بیست سال در عراق حکومت کرد، و عمر نحسش ۵۳ یا ۷۳ سال بود.


تقویم شیعه، نوشته استاد حجت الاسلام عبد الحسین بندانی، صفحه ۲۷۳-۲۷۵

  • ۰ نظر
  • ۲۵ فروردين ۰۱ ، ۲۲:۱۹
  • مصطفی جمشیدی