حدیث، شعر و فضائل اهل بیت علیهم السلام

✅ اشعار مذهبی
✅ نشر معارف و احادیث اهل بیت
✅ فضایل اهل بیت از کتب اهل خلاف
✅ تقویم شیعه

کانال تلگرام:
http://telegram.me/Hadis_Sher_Fazael

آخرین نظرات

۱۳۹ مطلب با موضوع «فضائل اهل بیت از کتب اهل تسنن» ثبت شده است


طبری (از علمای بزرگ اهل تسنن) و تالیف کتاب دو جلدی در جمع طرق حدیث غدیر !


ابن کثیر دمشقی عالم و مورخ بزرگ اهل تسنن می‌نویسد:


قُلْتُ: وَقَدْ رَأَیْتُ لَهُ کِتَابًا جَمَعَ فِیهِ أَحَادِیثَ غَدِیرِ خُمٍّ فِی مُجَلَّدَیْنِ ضَخْمَیْنِ، وَکِتَابًا جَمَعَ فِیهِ طُرُقَ حَدِیثِ الطَّیْرِ.


من (ابن کثیر) می‌گویم: کتابی از طبری دیدم که در آن احادیث غدیر خم را در دو جلد جمع کرده بود و کتابی از او دیدم که طرق حدیث طیر را در آن جمع کرده بود.


البدایة و النهایة، تألیف ابن کثیر دمشقی، صفحه ۱۶۹۵، چاپ بیت الافکار الدولیة


حدیث غدیر و حدیث طیر به قدری کثیر الطرق بوده که عالمی همچون طبری که سنی متعصب و مبغض اهل بیت علیهم السلام بوده در جمع طرق آن کتاب تالیف می‌کند و این نشان از استحکام و اصالت فوق تواتر این احادیث دارد.

  • ۰ نظر
  • ۲۱ مرداد ۹۸ ، ۲۳:۲۲
  • مصطفی جمشیدی


وحشت و تعجب و بهت ذهبی از تعداد طرق حدیث غدیر


ذهبی از علمای بزرگ اهل تسنن و دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام در کتاب تذکرة الحفاظ می‌نویسد:


رأيت مجلدا من طرق الحديث لابن الجرير فاندهشت له ولكثرة تلك الطرق.


جلدی از کتاب ابن جریر طبری در مورد طرق و اسناد غدیر دیدم و وحشت زده و شگفت زده شدم از این همه طریق برای حدیث غدیر.


تذکرة الحفاظ، تالیف ذهبی، جلد ۲، صفحه ۷۱۴، چاپ دار الکتب العلمیة


و در کتاب سیر اعلام النبلاء می‌نویسد:


جمع طرق حدیث غدیر خم فی أربعة أجزاء رأیت شطره فبهرنی سعة روایاته وجزمت بوقوع ذلک.


ابن جریر طبری طرق حدیث غدیر خم را در چهار جلد جمع کرده است، بعضی از این‌ها را دیدم و مبهوت ماندم و عقل از سرم پرید و این همه روایات متعدد دیدم و یقین پیدا کردم که این حدیث غدیر اتفاق افتاده است.


سیر اعلام النبلاء، تالیف ذهبی، جلد ۱۴، صفحه ۲۷۷، چاپ موسسه الرسالة


  • ۰ نظر
  • ۱۵ مرداد ۹۸ ، ۲۳:۴۳
  • مصطفی جمشیدی


عاقبت منکر غدیر و نفرین امیر المومنین علیه السلام بر او (به روایت اهل تسنن)


عبد الحمید بن هبة الله بن ابی الحدید از علمای اهل تسنن می‌نویسد:


و ذكر جماعة من شيوخنا البغداديين أن عدة من الصحابة و التابعين و المحدثين كانوا منحرفين عن علي ع قائلين فيه السوء و منهم من كتم مناقبه و أعان أعداءه ميلا مع الدنيا و إيثارا للعاجلة فمنهم أنس بن مالك. ناشد علي ع الناس في رحبة القصر أو قال رحبة الجامع بالكوفة أيكم سمع رسول الله ص يقول من كنت مولاه فعلي مولاه فقام اثنا عشر رجلا فشهدوا بها و أنس بن مالك في القوم لم يقم فقال له يا أنس ما يمنعك أن تقوم فتشهد و لقد حضرتها فقال يا أمير المؤمنين كبرت و نسيت فقال اللهم إن كان كاذبا فارمه بها بيضاء لا تواريها العمامة قال طلحة بن عمير فو الله لقد رأيت الوضح به بعد ذلك أبيض بين عينيه. و روى عثمان بن مطرف أن رجلا سأل أنس بن مالك في آخر عمره عن علي بن أبي طالب فقال إني آليت ألا أكتم حديثا سئلت عنه في علي بعد ذاك رأس المتقين يوم القيامة سمعته و الله من نبيكم.


برخی از مشایخ بغدادی ما ذکر کرده‌اند که عده‌ای از صحابه و تابعین و محدثان راهشان از امیر المومنین علی (علیه السلام) جدا بود و به ایشان نظر بد داشتند و بعضی از آن‌ها مناقب ایشان را پنهان می‌کردند و به خاطر عشقشان به دنیا و ترجیح آن، دشمنیشان را اعلان می‌کردند که یکی از ایشان انس بن مالک بود. روزی امام علی (علیه السلام) در رحبه فرمود: چه کسانی شنیده‌اند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود من کنت مولاه فهذا علی مولاه؟ دوازده نفر برخاستند و شهادت دادند ولی انس بن مالک برنخاست. امیر المومنین به او گفت: چه چیز مانع شد که برخیزی و شهادت دهی در حالی که در آن واقعه حاضر بودی؟ انس گفت: ای امیر المومنین پیر شدم و فراموش کردم. امیر المومنین فرمود: خدایا اگر دروغ می‌گوید او را به پیسی دچار کن که عمامه‌اش هم نتواند آن را بپوشاند! و طلحه بن عمیر می‌گوید: به خدا سوگند من به وضوح دیدم که بعد از آن بین دو چشمش سفید شد! عثمان بن مطرف روایت کرده است که فردی در آخر عمر انس بن مالک از وی در باره امیر المومنین (علیه السلام) پرسید، انس گفت: من عهد کردم که پس از روز رحبه، اگر کسی درباره علی (علیه السلام) از من پرسید چیزی را کتمان نکنم. به خدا سوگند از پیامبر شما شنیدم که می‌گفت: علی (علیه السلام) در روز قیامت راس پرهیزگاران است.


شرح نهج البلاغة، تالیف ابن ابی الحدید، جلد ۴، صفحه ۷۴، چاپ دار الکتب العلمیة

  • ۰ نظر
  • ۱۵ مرداد ۹۸ ، ۰۰:۰۰
  • مصطفی جمشیدی


اعتراف تلخ غزالی عالم بزرگ اهل تسنن به بیعت‌شکنی عمر بن خطاب و غصب خلافت توسط او


غزالی از علمای بزرگ اهل تسنن و از دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام در باره تبریک و تهنیت عمر بن صحاک و پیمانى که در آن روز بست و فقط چند روز بعد آن را فراموش كرد، مى‌نويسد:


واجمع الجماهير على متن الحديث من خطبته في يوم عيد يزحم باتفاق الجميع وهو يقول: « من كنت مولاه فعلي مولاه » فقال عمر بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولى كل مولى فهذا تسليم ورضى وتحكيم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الرياسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا.


از خطبه‌هاى رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله) خطبه غدیر خم است که همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند. رسول خدا فرمود: هر کس من مولا و سرپرست او هستم، علی مولا و سرپرست او است. عمر پس از اين فرمایش رسول خدا (صلى الله علیه و آله) به على (علیه السلام) اين گونه تبریک گفت: «تبریک، تبریک، اى ابو الحسن، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولاى دیگرى هستی.» اين سخن عمر حكایت از تسليم او در برابر فرمان پیامبر و امامت و رهبرى على (علیه السلام) و نشانه رضایتش از انتخاب على (علیه السلام) به رهبرى امت دارد؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها، عمر تحت تأثير هواى نفس و علاقه به ریاست و رهبرى خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مکان اصلى تغيير داد و با لشکرکشى‌ها، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمین‌هاى ديگر، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلى هموار كرد و از مصادیق اين سخن شد: «فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا». پس، آن [عهد] را پشت سر خود انداختند و در برابر آن، بهایى ناچیز به دست آوردند، و چه بد معامله‌‏اى كردند...


سر العالمين و كشف ما فی الدارين، تالیف غزالی، صفحه ۲۳، چاپ انتشارات الحکمة


مجوعة رسائل الغزالی، سر العالمین، صفحه ۴۸۳، چاپ المکتبة التوفیقیة



جایگاه غزالی نزد اهل تسنن:


ذهبی در مورد او می‌نويسد:


الغزالي الشيخ الإمام البحر حجة الإسلام أعجوبة الزمان زين الدين أبو حامد محمد بن محمد بن محمد بن أحمد الطوسي الشافعي الغزالي صاحب التصانيف والذكاء المفرط ... ثم بعد سنوات سار إلي وطنه لازما لسننه حافظا لوقته مكبا علي العلم.


غزالی استاد، امام و دریای علم، نشانه اسلام، اعجوبه زمان، صاحب کتاب‌ها و انسانی با هوش فراوان و زیرک بود. پس از سال‌ها به زادگاهش بازگشت و به استفاده از وقت، فرصت و علم و دانش روزگار را سپری کرد.


سیر اعلام النبلاء، تألیف ذهبی، جلد ۱۹، صفحه ۳۲۲


و در جای دیگر از همین کتاب پس از ذکر حديث نبوی او را یکی از احیاگران دین می‌داند و می‌نویسد:


وقال الحاكم سمعت حسان بن محمد يقول كنا في مجلس ابن سريج سنة ثلاث وثلاث مئة فقام إليه شيخ من أهل العلم فقال أبشر أيها القاضي فإن الله يبعث علي رأس كل مئة سنة من يجدد يعني للأمة أمر دينها وإن الله تعالي بعث علي رأس المئة عمر بن عبدالعزيز وبعث علي رأس المئتين محمد بن إدريس الشافعي ...

قلت وقد كان علي رأس الأربع مئة الشيخ أبو حامد الاسفراييني وعلي رأس الخمس مئة أبو حامد الغزالي وعلي رأس الست مئة الحافظ عبد الغني ...


حاکم می‌گوید: از حسان بن محمد شنیدم که می‌گفت: در سال ۳۰۳ هجری قمری در مجلس ابن سریج بودم، پیرمردی دانشمند بر خواست و گفت: بشارت ای قاضی ! خداوند در هر صد سال کسی را می‌فرستد که احیاگر دین است، عمر بن عبد العزیز اولین است و در صد سال دوم محمد بن ادريس شافعی است. من (ذهبی) می‌گویم در صد سال چهارم ابو حامد اسفرایینی است و در صد سال پنجم غزالی و در صد سال ششم حافظ عبد الغنی است، و...


سیر اعلام النبلاء، تالیف ذهبی، جلد ۱۳، صفحه ۲۰۲


حکم بیعت‌شکن چیست؟!

  • ۰ نظر
  • ۰۹ مرداد ۹۸ ، ۲۳:۴۷
  • مصطفی جمشیدی


اولین شکاف در اسلام (به روایت اهل تسنن)


قندوزی حنفی از علمای اهل تسنن آورده است:


[٨٩٦] وعن جابر رفعه: أول ثلمة في الإسلام مخالفة علي.


رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: اولین شکاف در اسلام مخالفت با علی بن ابی طالب (علیهما السلام) است.


ینابیع المودة، تالیف قندوزی حنفی، جلد ۲، صفحه ۳۱۳، چاپ انتشارات اسوه

  • ۰ نظر
  • ۰۸ مرداد ۹۸ ، ۲۳:۵۶
  • مصطفی جمشیدی