حدیث، شعر و فضائل اهل بیت علیهم السلام

✅ اشعار مذهبی
✅ نشر معارف و احادیث اهل بیت
✅ فضایل اهل بیت از کتب اهل خلاف
✅ تقویم شیعه

صفحه اینستاگرام:
http://Instagram.com/_u/Hadis_Sher_Fazael

کانال تلگرام:
http://telegram.me/Hadis_Sher_Fazael

آخرین نظرات
  • ۱۹ خرداد ۰۰، ۲۳:۴۸ - سجاد
    احسنت
  • ۱۰ بهمن ۹۹، ۲۲:۴۱ - حسین بوذرجمهری
    عالی

۳۹ مطلب در مرداد ۱۳۹۸ ثبت شده است

تقویم شیعه


نهم ذی الحجه


۱- روز عرفه


در روز عرفه زیارت امام حسین علیه السلام مستحب است، چه اینکه خداوند ابتدا به زوار امام حسین علیه السلام نظر می‌کند زیرا همه حلال زاده‌اند، و بعد به زوار با معرفت خویش در عرفات نظر می‌کند.


۲- شهادت حضرت مسلم و هانی علیهما السلام


در این روز در سال ۶۰ هجری قمری محمد بن کثیر و پسرش در کوفه به جرم مهمانداری و طرفداری از مسلم بن عقیل علیه السلام به شهادت رسیدند. در شب عرفه جناب مسلم بن عقیل علیه السلام به منزل طوعه رفتند. در روز عرفه سال ۶۰ هجری قمری که چهارشنبه بود جناب مسلم بن عقیل و هانی بن عروه را در کوفه شهید کردند.


خاندان حضرت مسلم علیه السلام


نام مبارکش مسلم و پدرش عقیل، و مادرش علیه، و همسر آن حضرت رقیه دختر امیر المؤمنین علیه السلام است. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «چشم مومنان بر او گریان است، و ملائکه مقرب الهی بر او درود می‌فرستند». سپس رسول خدا گریست تا اینکه اشک‌های چشم حضرت بر سینه مبارکش ریخت، و فرمودند: «به خدا شکایت می‌کنم از آنچه عترتم بعد از من می‌بینند». امام حسین علیه السلام هنگامی که آن حضرت را به سوی کوفه فرستادند، در قسمتی از نامه به اهل کوفه چنین فرمودند: «برادرم و پسر عمویم و فرد مورد اطمینان از اهل بیتم را نزد شما فرستادم». هنگامی که امام حسین علیه السلام خبر شهادت آن حضرت و هانی را شنید، چند بار فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون. سپس فرمود: خیری در زندگی بعد از آن‌ها نیست». از جمله وصایای آن حضرت به ابن سعد این بود که کسی را به نزد امام حسین علیه السلام بفرستند که آن حضرت به سوی کوفه نیاید.


شهادت و دفن بدن حضرت مسلم علیه السلام


در غربت و مظلومیت آن حضرت همین بس که از پشت بام‌ها دسته‌های نی را آتش می‌زدند و بر سر آن حضرت می‌ریختند. همچنین زمانی که چشم ابن زیاد (لعنه الله) بر آن حضرت افتاد، زبان به جسارت امیر المومنین و امام حسین و عقیل علیهم السلام گشود. در بالای دار الاماره بالب تشنه سر از بدن نازنینش جدا کردند و بدنش را از بالای قصر به پایین انداختند. بعد از شهادت ریسمان به پای مبارکش بسته و در میان بازار کوفه می‌کشیدند. سپس بدن مبارکش را به دار زده و سر مطهرش را به دمشق فرستادند. 


در دفن بدن مطهر دو نظر است: یکی اینکه جمعی از قبیله هانی آمدند و بدن‌های مطهر مسلم بن عقیل و هانی را دفن کردند. دیگر اینکه نیمه شب زوجه میثم تمار به همراهی چند نفر از جمله همسر هانی بن عروه، بدن‌ها را در کنار مسجد اعظم کوفه دفن کردند.


هانی بن عروه


اما جناب هانی که پدرش عروه است، از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و از بزرگان و خواص شیعه و مخلصین در محبت امیر المومنین علیه السلام بود، و در جنگ‌های صفین، جمل و نهروان در خدمت آن حضرت بود. جناب هانی بزرگ طایفه مذحج بود و در قبیله خود دارای نفود فراوانی بود. هنگامی که اهل کوفه عهد و پیامان خود را شکستند و بی‌وفایی خود را نسبت به اهل بیت علیهم السلام و مسلم بن عقیل ثابت کردند، جناب هانی بن عروه آن حضرت را پناه داد. پس از آن محمد بن اشعث خیبث جناب هانی و عده‌ای از شیعیان را دستگیر کرد. بعد از شهادت مسلم بن عقیل و شکستن سر و بینی جناب هانی توسط ابن زیاد ملعون، آن خبیث دستور داد سر جناب هانی را در بازار گوسفند فروشان از بدنش جدا کردند و با طنابی که به پای آن بزرگوار بسته بودند همراه با بدن جناب مسلم بن عقیل علیه السلام در بازار کوفه روی زمین کشیدند و سپس به دار زدند، و سپس بدن هانی همراه با بدن مسلم دفن شد.


۳- روز سد ابواب


در این روز به امر پیامبر صلی الله علیه و آله همه درهای منازل اصحاب به طرف مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله بسته شد، جز در خانه امیر المومنین علیه السلام که به دستور خاص الهی آن را نبستند. عده‌ای از اصحاب عرض کردند: «یا رسول الله، چرا همه درب‌ها را جز در خانه علی علیه السلام بستید؟» حضرت فرمودند: «من تابع وحی پروردگار هستم»، و در روایتی دیگر است که پیامبر صلی الله علیه و آله خطبه‌ای ایراد فرمودند و در ضمن آن فرمودند: «ای مردم، خداوند متعال به موسی و هارون امر فرمود خانه‌هایی بنا کنند، و امر فرمود که جُنب در آن خانه‌ها بیتوته نکنند و کسی با زن در آنجا نزدیکی نکند مگر هارون و ذریه هارون. علی بن ابی طالب علیهما السلام برای من به منزله هارون است برای موسی. پس برای احدی حلال نیست که نزدیک زنان شود و یا با حالت جنابت داخل مسجد من شود مگر برای علی و ذریه علی علیهم السلام». پیامبر صلی الله علیه و آله ایستادند و فرمودند: «عده‌ای رضایت قلبی ندارند که علی بن ابی طالب علیهما السلام در همه وقت و هر حالتی ساکن مسجد باشد در حالی که آن‌ها بیرون شده‌اند. به خدا قسم که من آن‌ها را بیرون نکرده‌ام و علی علیه السلام را من ساکن مسجد قرار نداده‌ام، بلکه خداوند آن‌ها را بیرون نمود و علی علیه السلام را ساکن مسجد قرار داده است، و منزلت او نزد من مانند منزلت هارون نزد موسی علیه السلام است». سپس در فضایل علی علیه السلام کلماتی بیان فرمودند، تا آنجا که فرمودند: «هر کس از این موضوع ناراحت است برود آنجا، و اشاره به طرف شام کردند».


تقویم شیعه، نوشته استاد حجت الاسلام عبد الحسین بندانی، صفحه ۳۶۰-۳۶۴

  • ۱ نظر
  • ۲۰ مرداد ۹۸ ، ۱۹:۵۲
  • مصطفی جمشیدی

تقویم شیعه


هشتم ذی الحجه


۱- توطئه ترور امام حسین علیه السلام


در این روز در سال ۶۰ هجری به دستور یزید لعین سی نفر از شیاطین بنی امیه از شام برای دستگیری و یا کشتن امام حسین علیه السلام به بهانه حج وارد مکه شدند.


۲- دعوت عمومی حضرت مسلم علیه السلام در کوفه


در این روز در سال ۶۰ هجری قمری روز سه شنبه حضرت مسلم علیه السلام دعوت خود را برای امام حسین علیه السلام در کوفه آشکار کرد و از طرفی کوفیان نفاق خود را نمودار کردند.


۳- حرکت امام حسین علیه السلام از مکه به عراق


در این روز در سال ۶۰ هجری قمری امام حسین علیه السلام از مکه متوجه عراق شدند، و این قول مشهور بین محدثین و ارباب مقاتل است. بنابر قولی آن حضرت در روز نهم از مکه به طرف عراق حرکت فرمودند.


تقویم شیعه، نوشته استاد حجت الاسلام عبد الحسین بندانی، صفحه ۳۶۰

  • ۰ نظر
  • ۱۹ مرداد ۹۸ ، ۲۳:۵۳
  • مصطفی جمشیدی

تقویم شیعه


هفتم ذی الحجه


۱- شهادت امام باقر علیه السلام


در چنین روزی مصادف با دوشنبه، در سال ۱۱۴ هجری قمری امام باقر علیه السلام توسط هشام بن عبد الملک مسموم و شهید شد. در شب شهادت به امام صادق علیه السلام فرمودند: «من امشب جهان را بدرود خواهم گفت. هم اکنون پدرم علی بن الحسین را دیدم که شربتی گوارا نزد من آورد و نوشیدم و مرا به سرای جاوید و دیدار حق بشارت داد.» در روایت دیگری فرمودند: «ای فرزند گرامی، مرگ نشنیدی که حضرت علی بن الحسین از پس دیوار مرا ندا کرد: ای محمد بیا، زود باش که ما انتظار تو را می‌کشیم.» آن حضرت چندین روز و به قولی سه روز در حالت درد از اثر سم به سر می بردند تا به شهادت رسیدند. فردای آن روز بدن مطهر و پاک آن دریای بیکران دانش خدایی را در خاک بقیع کنار مزار امام مجتبی و امام سجاد علیها السلام به خاک سپردند. آن حضرت هشتصد درهم برای تعزیه و ماتم خود وصیت فرمود. حضرت صادق علیه السلام فرمودند: پدرم فرمود: ای جعفر، از مال من مقداری وقف کن برای ندبه کنندگان که ده سال در منی در موسم حج بر من گریه کنند، و مراسم ماتم را تجدید نمایند. آقا و مولایمان حضرت باقر علیه السلام در کربلا شرف حضور داشت. شب یازدهم، بازار کوفه کنار سرهای مطهر، اسارت شام و مجلس یزید را دیده است و هر زمان که متذکر شهادت حسین بن علی علیهما السلام و اسارت عمه‌هایش می‌شد، اشک از چشم مبارکش مانند در جاری می‌گشت.


۲- خطبه حضرت عباس علیه السلام در مکه


در این روز سال ۶۰ هجری قمری یک روز قبل از خروج مولانا ابو عبد الله الحسین علیه السلام از مکه به کربلا حضرت قمر بنی هاشم علیه السلام بر فراز خانه خدا رفت خطبه‌ای قراء ایراد فرمود. شروع خطبه چنین بود: «حمد مخصوص پروردگاری است که این خانه را به قدوم پدرم امیر المومنین علیه السلام شرافت بخشید.» سپس در عظمت و بزرگی و علو مقام حضرت سید الشهداء و پیروی از آن حضرت و اینکه اگر اجازه دهند همین جا مانند باز شکاری عصبانی در بین گنجشکان قرار می‌گرفتم و تکلیف را روشن می‌کردم...» در ادامه فرمودند: «چه کسانی را از مرگ می‌ترسانید؟ کسانی که در کودکی مرگ بازیچه آنان بوده چه رسد به بزرگی...!» آنگاه فرمود: «قریش خواستند رسول خدا صلی الله علیه و آله را به قتل برسانند ولی ممکن نبود چون امیر المومنین بود چطور می خواهید ابا عبد الله الحسین علیه السلام را بکشید مادامی که من زنده هستم؟ بیایید مرا بکشید تا مرداتان حاصل شود...» در پایان فرمودند: «لعنت خدا بر شما و بر اجداد شما.»


۳- بردن امام کاظم علیه السلام به زندان بصره


در این روز امام کاظم علیه السلام را در حالی که در غل و زنجیر بسته بودند، به بصره بردند و مدت یک سال نزد عیسی بن جعفر بن ابی جعفر منصور محبوس کردند و سپس حضرت را به بغداد بردند. عیسی ملعون آن حضرت را در یکی از حجرات خانه خود که نزدیک به دیوانخانه بود محبوس کرد و مشغول فرح و سرور گردید. از یکی از کاتبان او که نصرانی بود نقل شده که می‌گفت: این عبد صالح و بنده شایسته خدا یعنی موسی بن جعفر (علیهما السلام) در ایامی که در این خانه محبوس بود چیزهایی از لهو و لعب شنید که گمان ندارم هرگز بر خاطر شریف آن حضرت خطور کرده باشد.


آقا و مولایمان حضرت کاظم علیه السلام مدت یک سال در بصره محبوس بودند، و بعد از یکسال آن حضرت را به بغداد بردند و نزد فضل بن ربیع حبس کردند.


تقویم شیعه، نوشته استاد حجت الاسلام عبد الحسین بندانی، صفحه ۳۵۷-۳۵۹

  • ۰ نظر
  • ۱۸ مرداد ۹۸ ، ۱۵:۵۳
  • مصطفی جمشیدی

تقویم شیعه


پنجم ذی الحجه


جنگ سویق


در این ماه در سال دوم هجری قمری غزوه سویق به وقوع پیوست. ابو ‌سفیان بعد از واقعه بدر نذر کرد که با زنی نزدیکی نکند و روغن به خود نمالد تا انتقام خویش را از پیامبر صلی الله علیه و آله بگیرد. به این منظور همراه دویست نفر به عریض از نواحی مدینه رفتند و دو خانه و چندین نخل را آتش زدند و دو نفر از بزرگان انصار را در آنجا کشتند تا او به نذر خود عمل کرده باشد. چون خبر به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید ابو لبابه را در مدینه گذاشته همراه با دویست نفر از مهاجرین و انصار و در رأس آن‌ها امیر المومنین علیه السلام به سوی عریض حرکت کردند ابوسفیان چون با خبر شد که پیامبر صلی الله علیه و آله با عجله به آنجا می‌آید، به لشکر خود دستور داد تا انبان‌های سویق را که برای آذوقه با خود آورده بودند ریخته و سبکبار فرار کنند. مسلمانان وقتی رسیدند آنان گریخته بودند. لذا انبان‌های سویق را برداشته مراجعت نمودند. به همین دلیل این غزوه را ذات السویق گویند.


تقویم شیعه، نوشته استاد حجت الاسلام عبد الحسین بندانی، صفحه ۳۴۶

  • ۰ نظر
  • ۱۷ مرداد ۹۸ ، ۲۲:۵۱
  • مصطفی جمشیدی


راهزنان دین !!!


ثقة الاسلام کلینی رضوان الله علیه روایت کرده است:


۳- علي بن إبراهيم، عن صالح بن السندي، عن جعفر بن بشير، ومحمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد بن عيسى، عن ابن فضال جميعا، عن أبي جميلة، عن خالد بن عمار، عن سدير قال: سمعت أبا جعفر عليه السلام وهو داخل وأنا خارج وأخذ بيدي، ثم استقبل البيت فقال: يا سدير إنما أمر الناس أن يأتوا هذه الأحجار فيطوفوا بها ثم يأتونا فيعلمونا ولايتهم لنا وهو قول الله: " وإني لغفار لمن تاب وآمن وعمل صالحا ثم اهتدى " - ثم أومأ  بيده إلى صدره - إلى ولايتنا. ثم قال: يا سدير فأريك الصادين عن دين الله، ثم نظر إلى أبي حنيفة وسفيان الثوري في ذلك الزمان وهم حلق في المسجد، فقال: هؤلاء الصادون عن دين الله بلا هدى من الله ولا كتاب مبين، إن هؤلاء الأخابث لو جلسوا في بيوتهم فجال الناس فلم يجدوا أحدا يخبرهم عن الله تبارك وتعالى وعن رسوله صلى الله عليه وآله حتى يأتونا فنخبرهم عن الله تبارك وتعالى وعن رسوله صلى الله عليه وآله.


سدیر صیرفی گفت: امام باقر علیه السلام با اشاره به مردمی که طواف می‌کردند به من فرمود: ای سدیر اين مردم تنها به این امر شدند تا دور این سنگ‌ها طواف کنند و آنگاه نزد ما بیایند و ولایتشان را نسبت به ما اعلام دارند که خداوند می‌فرمايد: «و من بسیار آمرزنده‌ام برای کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح به جای آورد و سپس هدایت شود». منظور از «هدایت شود» ولایت ما اهل بیت است. ای سدیر اکنون راهزنان دین خدا را به تو نشان می‌دهم. آنگاه حضرت به ابو حنیفه و سفیان ثوری که در مسجد با اصحابشان حلقه زده بودند نگاه کرده و فرمود: اینان راهزنان راه دین خدا هستند بدون اینکه هدایتی از جانب خدا به همراه داشته باشند و یا کتاب روشنی؛ اگر اين خبیث‌ها در خانه‌هایشان می‌نشستند، مردم متحیر می‌گشتند و وقتی کسی را نمی‌یافتند تا از خدا و رسول صلی الله علیه و آله او به ایشان خبر دهد، نزد ما می‌آمدند تا آن‌ها را خبر دهیم.


الکافی، تالیف ثقة الاسلام کلینی، جلد ۱، باب ١۵۳، حدیث ۳، صفحه ۲۴۶، چاپ منشورات الفجر

  • ۰ نظر
  • ۱۶ مرداد ۹۸ ، ۲۳:۴۳
  • مصطفی جمشیدی