حدیث، شعر و فضائل اهل بیت علیهم السلام

✅ اشعار مذهبی
✅ نشر معارف و احادیث اهل بیت
✅ فضایل اهل بیت از کتب اهل خلاف
✅ تقویم شیعه

صفحه اینستاگرام:
http://Instagram.com/_u/Hadis_Sher_Fazael

کانال تلگرام:
http://telegram.me/Hadis_Sher_Fazael

آخرین نظرات
  • ۱۰ بهمن ۹۹، ۲۲:۴۱ - حسین بوذرجمهری
    عالی

۴۷ مطلب در مهر ۱۳۹۷ ثبت شده است


تکمیل ایمان


شیخ مفید رضوان الله علیه روایت کرده است:


محمد بن الحسن، عن محمد بن الحسن الصفار، عن أحمد بن محمد، ومحمد بن عبد الحميد، عن أحمد بن محمد بن أبي نصر، عن أبي الحسن الرضا عليه السلام قال: قال أبو جعفر عليه السلام: لا يستكمل عبد الإيمان حتى يعرف أنه يجري لآخرهم ما جرى لأولهم، وهم في الحجة والطاعة والحلال والحرام سواء ولمحمد وأمير المؤمنين فضلهما.


محمد بن الحسن با سندش از حضرت رضا علیه السلام نقل کرده است که فرمودند: امام باقر فرمودند: هیچ بنده‌ای، ایمانش را کامل نمی‌کند تا اینکه بداند آنچه برای اولین ایشان - ائمه - جاری شد برای آخرین ایشان نیز جاری می‌شود و ایشان در حجت بودن و فرمانبرداری و بیان حلال و حرام مساوی هستند و البته که برای حضرت محمد صلی الله علیه و آله و امیر المومنین علیه السلام برتری و فضل خاص خودشان است.


الاختصاص، تالیف شیخ مفید، ترجمه امیر خانبلوکی، صفحه ۵۰-۵۱

  • مصطفی جمشیدی

بیست حدیث کوتاه و جملات قصار از امیر المومنین علیه السلام در کتاب غرر الحکم تالیف مرحوم عبد الواحد آمدی (۱۹)


(٣٦١) العِتٰابُ حَيٰاةُ المَوَدَّةِ

گاهى عتاب و خطاب کردن، مایه زنده شدن مودت می‌شود. 


(٣٦٢) الهَدِيَّةُ تَجْلِبُ المَحَبَّةَ

هدیه محبت آورد.


(٣٦٣) المَوْتُ رَقِيبٌ غٰافِلٌ

مرگ نگهبانی که بی‌خبر آيد.


(٣٦٤) الدُّنْيٰا ظِلٌّ زٰآئِلٌ

دنیا سایه‌ای زودگذر است.


(٣٦٥) المَوْتُ بٰابُ الآخِرَةِ

مرگ، دروازه‌ی آخرت است.


(٣٦٦) التَّجَمُّلُ مُرؤةٌ ظَاهِرَةٌ

خود آرایی حقیقی، ظاهر کردن جوانمردی است.


(٣٦٧) المَوٰاعِظُ حَيٰاتُ القُلُوبِ

اندرزها، زنده کننده دل‌ها است.


(٣٦٨) الذِّكْرُ مُجٰالَسَةُ المَحبُوبِ

ياد خدا، همنشینی با محبوب است.


(٣٦٩) الدِّينُ أَفْضَلُ مَطْلوبٍ

دین، برترین خواسته است.


(٣٧٠) العَقْلُ صَدِيقٌ مَقْطُوعٌ

خرد، دوستی است که با او قطع رابطه شده است.


(٣٧١) الهَويٰ عَدوٌّ مَتْبُوعٌ

هوی‌های نفسانی، دشمنی است که دنبالش می‌روند.


(٣٧٢) العٰاقِلُ يَأْلِفُ مِثْلَهُ

خردمند با مانند خود پیوند می‌کند.


(٣٧٣) الجٰاهُلُ يَمِيلُ إِليٰ شَكْلِهِ

نادان با شبیه خود همراه می‌شود.


(٣٧٤) السَّلٰامَةُ بِالتَّفَرُّدِ

رهایی در تنهایی است.


(٣٧٥) الرّٰاحَةُ فِي الزُّهْدِ

آسایش در پارسایی است.


(٣٧٦) الجُودُ عِزٌ مَوْجُودٌ

بخشندگی، شخصیت دائمی است.


(٣٧٧) الإِنْسٰانُ عَبْدُ اْلْإِحسٰانِ

آدمی بنده نیکی است.


(٣٧٨) الصَّبْرُ يُنٰاضِلُ الحَدَثٰانِ

صبر، با حوادث کوبنده و ناگوار زمانه می‌جنگد.


(٣٧٩) الهَيْبَةُ مَقْرونٌ بِاْلخَيْبَةِ

شكوه و هيبت با زيان همراه است.


(٣٨٠) الكَمٰالُ فِي الدُّنْيا مَفْقُودٌ

کمال در دنیا گم شده است.

  • مصطفی جمشیدی


اعتراف خنجی اصفهانی یکی از علمای متعصب اهل تسنن به سید جوانان اهل بهشت بودن امام حسن علیه السلام


فضل الله بن روزبهان خنجی اصفهانی شافعی یکی از علمای متعصب اهل سنت عمری و دشمنان تشیع در مورد امام حسن مجتبی علیه السلام چنین می‌نویسد:


آن حضرت [امام حسن علیه السلام] سید جوانان اهل بهشت است که در آن بهشت خداوند خوشه‌هاست که نزدیکند از جهت چیدن آن خوشه‌ها. و این اشارت است به حدیث صحیح که حضرت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «حسن و حسین (علیهما السلام) سیدان جوانان اهل بهشت‌اند در بهشت.» و این از مناقب آن دو حضرت است.


وسیلة الخادم الی المخدوم، تألیف خنجی اصفهانی، صفحه ۱۵۶


پی نوشت: خنجی اصفهانی لعنت الله علیه یکی از بزرگ‌ترین دشمنان شیعه و همان کسی است که کتب زیادی بر ضد شیعه مانند ابطال نهج الباطل را نوشت و علمای شیعه نیز مانند شهید نور الله شوشتری نور الله مرقده با نوشتن کتبی مثل کتاب شریف احقاق الحق پاسخش دادند. هم چنین این ملعون همان کسی است که با چاپلوسی به دربار حکام سنی مانند ازبکان و عثمانی راه یافت و آنان را به جنگ با ایران شیعه تحریک می‌کرد؛ اما فضائل امام حسن علیه السلام به قدری روشن است که چنین کسی به آن اعتراف می‌کند !!!

  • مصطفی جمشیدی


کرامت امام حسن علیه السلام و پربار شدن درخت خرمای خشک شده به دعای آن حضرت (به اعتراف اهل تسنن)


محمد طاهر هاشمی شافعی از علمای بزرگ اهل تسنن معاصر ایران می‌نویسد:


[امام حسن علیه السلام] روزی با یکی اولاد زبیر [...] در نخلستانی که خشک شده بود فرود آمدند، برای امیر المومنین حسن رضی الله عنه در پای یک نخله فرش انداختند، و برای زبیری در پای یک نخله دیگر. زبیری گفت: کاش بر این نخله خرمای تر بودی تا بخوردیمی. امیر المومنین حسن رضی الله عنه فرمود: خرمای تر می‌خواهی؟ زبیری گفت: آری. [حضرت حسن علیه السلام] دست به دعا برداشت و زیر لب چیزی گفت که کسی ندانست. فی الحال یک نخله سبز شد و برگ برآورد و به خرمای تر بهره‌ور شد. شتربانی که با ایشان بود گفت: سحر است والله. امیر المومنین حسن رضی الله عنه فرمود که این سحر نیست لکن دعائیست مستجاب که از فرزند پیغمبری واقع شد. پس از آن نخله بالا رفتند و آنچه به بار آورده بود ببریدند، همه را کفایت کرد.


مولف در ادامه می‌نویسد:


و آنچه در مناقب وی از علم و عبادت و کرم و جود و غیر آن‌ها از مکارم اخلاق نوشته‌اند و به صحت رسیده است بیش از آن است که استقصای آن توان کرد لاجرم در آن شروع نمی‌رود.


مناقب اهل بیت از دیدگاه اهل سنت، تألیف محمد طاهر هاشمی شافعی، صفحه ۴۰۰-۴۰۱


پی نوشت: مولف به خاطر سنی بودن امام حسن علیه السلام را امیر المومنین خطاب کرده اما طبق عقیده مذهب ناجیه شیعه و احادیث معصومین علیهم السلام لقب «امیر المومنین» تنها به حضرت اسد الله الغالب امیر المومنین امام علی بن ابی ابی طالب علیهما السلام اختصاص دارد نه شخص دیگر حتی سایر معصومین !!!

  • مصطفی جمشیدی

تقویم شیعه


هفتم صفر


شهادت امام مجتبی علیه السلام


در این روز در سال ۵۰ هجری قمری امام مجتبی علیه السلام در سن ۴۷ سالگی در مدینه به شهادت رسیدند ولی اشهر بین علمای امامیه شهادت حضرت در ۲۸ ماه صفر است.


رسول خدا صلی الله علیه و آله در باره‌ی حضرت مجتبی علیه السلام فرموده‌اند: کسی که بر او بگرید کور نمی‌شود روزی که چشم‌ها نمی‌بینند، و کسی که بر آن حضرت محزون باشد دلش محزون نمی‌شود روزی که دل‌ها محزون است، و کسی که آن حضرت را در بقیعش زیارت کند قدمش بر صراط ثابت می‌ماند روزی که قدم‌ها بر صراط می‌لغزد ...


نسب شریف آن حضرت علیه السلام


از طرف مادر، جدشان خاتم الانبیاء و المرسلین محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله، جده‌شان جناب خدیجه بنت خویلد ام المومنین علیها السلام است و از طرف پدر جدشان سید بطحاء حضرت ابو طالب علیه السلام، جده‌شان جناب فاطمه بنت اسد علیها السلام است. پدر: مولی الموالی امیر المومنین علی بن ابی طالب علیهما السلام. مادر: سیدة النساء فاطمه زهراء علیها السلام. برادرانی مانند حضرت سید الشهدا علیه السلام و ابا الفضل العباس علیه السلام، و خواهرانی همچون زینب کبری و ام کلثوم علیهما السلام.


بعضی از صفات آن حضرت علیه السلام


در جود و سخاوت زبانزد همگان بود، به حدی که در طول عمر شریف سه بار مالشان را _ حتی کفش خود را _ در راه خدا تقسیم کردند. حلم و صبر آن حضرت تعجب همگان را بر انگیخته بود. مروان با آن بغض و عنادی که داشت بعد از تیر باران شدن جنازه می‌آید و تابوت آن حضرت را به دوش می‌کشد. هنگامی که امام حسین علیه السلام از او سوال می کند: تا دیروز غیظ و کینه‌ی او را داشتی و امروز تابوت او را حمل می‌کنی؟ مروان در پاسخ می گوید: با کسی این کارها را کردم که حلمش با کوه‌ها برابر بود.


عمر شریف آن حضرت علیه السلام


مشهور طبق روایت حضرت باقر و حضرت صادق علیهما السلام عمر شریف آن حضرت ۴۷ سال و چند ماه بوده است.


شهادت آن حضرت علیه السلام


بعد از آتش بس بین حضرت و معاویه لعنه الله، امام علیه السلام به مدینه باز گشتند و ده سال در آنجا بودند تا اینکه معاویه توسط جعده دختر اشعث کندی لعنت الله علیهما آن حضرت را مسموم کرد. مدت مسمومیت حضرت چهل روز طول کشید. هنگامی که ارتحال حضرت نزدیک شد، امام حسین علیه السلام را با دیگر فرزندان امیر المومنین علیه السلام طلبیدند، و ودایع امامت و کتب رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیر المومنین علیه السلام و سلاح آن حضرت را به امام حسین علیه السلام سپردند و به آنچه امیر المومنین علیه السلام به آن حضرت وصیت فرموده بودند اهل بیت و شیعیانش را وصیت فرمود که امام بعد از من برادرم امام حسین علیه السلام است، دستوراتش را اطاعت کنید و از مخالفت با او بپرهیزید. سپس فرمود: شما را به خدا می‌سپارم و او خلیفه‌ی من بر شماست، چشمان مبارک خود را بست و دو دست و پا را دراز کرد و از دنیا رفت در حالی که می‌فرمود: لا اله الا الله. صدای گریه و ناله از منزل آن حضرت بلند شد، و مدینه از ناله و ضجه مانند روزی شده بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفت. برادران، اولاد، شیعیان صدا به نوحه و ناله بلند کرده، امام حسین علیه السلام در حالتی که اشک می‌ریخت متوجه غسل و حنوط کفن برادر شدند، سپس بر آن مظلوم نماز خواندند و جنازه را برای تجدید عهد با رسول خدا صلی الله علیه و آله به طرف روضه منوره نبویه بردند و آن وقایع اتفاق افتاد. بدن را به بقیع آوردند، امام حسین علیه السلام داخل قبر شد و بدن برادر را دفن کرد و هنگام خروج از قبر در حالت گریه می‌فرمود:


ءأدهن رأسی أم أطیب محاسنی

و رأسک معفور و أنت سلیب؟


یعنی: «آیا من، موی سرم را روغن بزنم و یا موی محاسنم را با عطر خوشبو کنم، با اینکه سر تو روی خاک است و تو همچون درخت شاخ و برگ ریخته، شده‏‌ای».


فلازلت أبکی، ما تغنت حمامة

علیک و ما هبت صبا و جنوب


یعنی: «من، همواره برای تو گریه می‏‌کنم، تا زمانی که کبوتر آواز می‏‌خواند و باد شمال و جنوب، می‏‌وزد.


بکائی طویل و الدموع غزیرة

و أنت بعید و المزار قریب


یعنی: «گریه‏‌ی من، طولانی است و اشک‌هایم روان است، تو از ما دور شده‏‌ای، ولی قبرت به ما نزدیک است».


فلیس حریبا من أصیب بماله

و لکن من واری أخاه، حریب


یعنی: «آن کس که مالش ربوده شده، غارت شده نیست، بلکه غارت شده، کسی است که برادرش را در دل خاک، بپوشاند».


تقویم شیعه، نوشته استاد حجت الاسلام عبد الحسین بندانی، صفحه ۵۷-۶۰

  • مصطفی جمشیدی