حدیث، شعر و فضائل اهل بیت علیهم السلام

✅ اشعار مذهبی
✅ نشر معارف و احادیث اهل بیت
✅ فضایل اهل بیت از کتب اهل خلاف
✅ تقویم شیعه

صفحه اینستاگرام:
http://Instagram.com/_u/Hadis_Sher_Fazael

کانال تلگرام:
http://telegram.me/Hadis_Sher_Fazael

آخرین نظرات
  • ۱۰ بهمن ۹۹، ۲۲:۴۱ - حسین بوذرجمهری
    عالی
  • ۲۰ مرداد ۹۸، ۱۹:۵۳ - محمد صادق تقی زاده
    دمت گرم !

۳۴ مطلب با موضوع «مطاعن دشمنان اهل بیت علیهم السلام» ثبت شده است


هجوم وحشیانه اهل سقیفه به خانه وحی (به اعتراف اهل تسنن)


مسعودی عالم و مورخ نامی شافعی مذهب پیرامون هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها و آتش زدن منزل ایشان چنین می‌نویسد:


فوجهوا إلى منزله فهجموا علیه وأحرقوا بابه ، واستخرجوه منه کرها ، وضغطوا سیدة النساء بالباب ، حتى أسقطت محسنا.


آنگاه آن مردم (پیروان ابو بکر) متوجه منزل علی علیه السلام شده و بر ایشان هجوم بردند، درب خانه او را سوزاندند، و ایشان را بدون رضایت او از منزل خارج کردند، فاطمه زهرا را به وسیله درب طورى فشردند که محسن خود را سقط کرد...


اثبات الوصیة، تالیف مسعودی، صفحه ۱۵۴-۱۵۵، چاپ دار الاضواء


واقعا تفاوت اهل سقیفه با داعش در چیست؟! نه اینکه اهل سقیفه جد داعش و گروه‌های تروریستی محسوب می‌شوند؟!


لعنت خدا بر قاتلان حضرت زهرا و محسن علیهما السلام

  • مصطفی جمشیدی


پیشگویی رسول خدا صلی الله علیه و آله از ظلم‌هایی که به دختر بزرگوارش، صدیقه کبری علیها السلام می‌شود و لعن کردن آن ظالمان (به روایت اهل تسنن)


جوینی از علمای بزرگ اهل تسنن روایت کرده است که روزی رسول خدا (صلی الله عليه و آله) نشسته بودند، امام حسن (علیه السلام) بر او وارد شد، دیدگان رسول خدا كه بر امام حسن (علیه السلام) افتاد، اشک آلود شد، سپس امام حسین (علیه السلام) بر آن حضرت وارد شد، مجددا پیامبر گریست. در پی آن دو بزرگوار، حضرت فاطمه و امیر المومنین (علیهما السلام) بر رسول خدا وارد شدند، اشک رسول خدا (صلی الله عليه و آله) با دیدن آن دو نیز جاری شد، وقتی از پیامبر (صلی الله عليه و آله) علت گریه بر فاطمه (علیها السلام) را پرسيدند، فرمود:


وَ أَنِّي لَمَّا رَأَيْتُهَا ذَكَرْتُ مَا يُصْنَعُ بِهَا بَعْدِي كَأَنِّي بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ في بَيْتَهَا وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ‏ إِرْثَهَا وَ كُسِرَ جَنْبُهَا [وَ كُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِينَهَا وَ هِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاثُ... الی: فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة. فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِي نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ آمِين‏.


زمانی که فاطمه (سلام الله علیها) را دیدم، به یاد صحنه‌ای افتادم که پس از من برای او رخ خواهد داد، می‌بينم ذلت وارد خانه‌ی او شده،‌ حرمتش پايمال گشته، حقش غصب شده، از ارث خود ممنوع گشته، پهلوی او شكسته شده و فرزندی را که در رحم دارد، سقط شده؛ در حالی که پیوسته فریاد می‌زند: وا محمداه؛ ولی کسی به او پاسخ نمی‌دهد، ‌کمک می‌خواهد؛ اما کسی به فريادش نمی‌رسد. او اول کسی است كه از خاندانم به من ملحق می‌شود؛ و در حالی بر من وارد می‌شود که محزون، گرفتار و غمگین و شهید شده است. و من در اينجا می‌گویم: خدايا لعنت كن هر که به او ظلم كرده، کيفر ده هر که حقش را غصب كرده، خوار كن هر كه خوارش كرده و در دوزخ مخلد كن هر که به پهلويش زده تا فرزندش را سقط كرده و ملائكه آمین گویند.


فرائد السمطين، تألیف ابراهیم بن محمد جوینی، جلد ۲، صفحه ۳۵، چاپ دار الحبیب



نظر علمای اهل تسنن در مورد جوینی


۱- ذهبی:


وسمعت من الامام المحدث الاوحد الاكمل فخر الاسلام صدر الدين ابراهيم بن محمد بن المؤيد بن حمويه الخراساني الجوينى... وكان شديد الاعتناء بالرواية وتحصيل الاجزاء حسن القراءة مليح الشكل مهيبا دينا صالحا.


از امام، روايت کننده، حديث گوى يگانه کامل، فخر اسلام، صدر الدين ابراهيم بن محمد بن المويد بن حمويه الخراسانى الجوينى روايت شنيدم (درس گرفتم)... او بسيار به روايات و به دست آوردن کتب حديثى اهميت مى‌داد، خوش صدا و خوش سيما بود و شخص با هيبت و دين‌دار و صالحى بود.


تذكرة الحفاظ، تألیف ذهبی، جلد ۴، صفحه ۱۵۰۰، چاپ دار الكتب العلمية


۲- صفدی:


إبراهیم بن محمد: الإمام الزاهد المحدث شیخ خراسان، صدر الدین أبو المجامع ابن الشیخ سعد الدین بن المؤید بن حمویه  الجوینی الشافعی الصوفی.


أعیان العصر وأعوان النصر، تألیف صفدی، جلد ۱، صفحه ۱۲۱، چاپ دار الفکر المعاصر


۳- ابن حجر عسقلانی:


إِبْرَاهِیم بن مُحَمَّد بن الْمُؤَید بن حمویه الْجُوَیْنِیّ صدر الدّین أَبُو المجامع ابْن سعد الدّین الشَّافِعِی الصُّوفِی 


الدرر الکامنة فی أعیان المائة الثامنة، تألیف ابن حجر عسقلانی، جلد ۱، صفحه ۷۵، چاپ مجلس دائرة المعارف العثمانیة


۴- ابن تغری بردی


إبراهیم بن محمد، الشیخ الإمام العلامة المحدث، شیخ خراسان صدر الدین أبو المجامع بن الشیخ سعد الدین بن المؤید بن حمویه الجوینی الشافعی الصوفی الزاهد.


المنهل الصافی و المستوفى بعد الوافی، تألیف ابن تغری بردی، جلد ۱، صفحه ۱۵۵، چاپ الهیئة المصریة العامة للکتاب


بر مهاجمین به خانه وحی لعنت

  • مصطفی جمشیدی


ابن عربی (از اقطاب فرقه صوفیه) مقام امام امیر المومنین علی علیه السلام را از خلفای غاصب ثلاثه پایین‌تر می‌داند


ابن عربی می‌گوید: دیدم که در معراج مرتبه‌ی على (علیه السلام) پایین‌تر از ابو بکر و عمر و عثمان است و ابو بکر را در عرش دیدم، وقتی که برگشتم به على (علیه السلام) گفتم که چگونه تو در دنیا ادعا می‌کردی که از ایشان برتری، حال آنکه من دیدم تو از آن‌ها پایین‌تری؟!


ابن عربی از نگاهی دیگر، تألیف سید محسن طیب نیا، صفحه ۴۰۷


پر واضح است کسی که اینگونه سخن بگوید ذره‌ای از عظمت مولانا علی بن ابی طالب علیهما السلام را درک نکرده است و از آنجا که امیر المومنین علیه السلام دروازه‌ی علم نبی صلی الله علیه و آله است، ابن عربی با انکار مقامات امام امیر المومنین علیه السلام تمام باب‌های معرفت را به سوی خود مسدود نموده است.

  • مصطفی جمشیدی

نشانه‌ی بهشت و نشانه‌ی جهنم


شیخ مفید رضوان الله علیه عالم بزرگ شیعه و قاضی نعمان مغربی عالم بزرگ اسماعیلیه روایت کرده‌اند:


وحدثنا أحمد بن هارون، وجعفر بن محمد بن قولويه، وجماعة، عن علي بن الحسين، عن عبد الله بن جعفر الحميري، عن محمد بن الحسن، عن أحمد بن النضر، عن صباح، عن الحارث ابن الحصيرة، عن صخر بن الحكم الفزاري ، عمن حدثه أنه سمع عمرو بن الحمق يحدث عن رسول الله صلى الله عليه وآله أنه سمع رسول الله صلى الله عليه وآله في المسجد الحرام أو في مسجد المدينة يقول: يا عمرو وهل لك في أن اريك آية الجنة يأكل الطعام ويشرب الشراب ويمشي في الأسواق وآية النار يأكل الطعام ويشرب الشراب ويمشي في الأسواق ؟ فقلت: نعم بأبي أنت وأمي فأرنيهما، فأقبل علي عليه السلام يمشي حتى سلم فجلس، فقال صلى الله عليه وآله: يا عمرو هذا وقومه آية الجنة، ثم أقبل معاوية حتى سلم، ثم جلس، فقال صلى الله عليه وآله: يا عمرو هذا وقومه آية النار.


عمرو بن حمق خزاعی رضوان الله علیه گفت: همانا از رسول خدا صلی الله علیه و آله در مسجد الحرام یا مسجد مدینه شنیدم که فرمود: ای عمرو، آیا می‌خواهی که نشانه‌ی بهشت را که می‌خورد و می‌نوشد و در بازارها راه می‌رود و نشانه‌ی آتش (جهنم) را که می‌خورد و می‌نوشد و در بازارها راه می‌رود را به تو نشان دهم؟ گفتم: آری، پدر و مادرم به فدایت، آن دو را به من نشان دهید. پس امیر المومنین علیه السلام آمد و سلام کرد و نشست. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: این فرد و قومش نشانه‌ی بهشت هستند. پس معاویه آمد و سلام کرد و سپس نشست. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: ای عمرو، این فرد و قومش نشانه‌ی آتش (جهنم) هستند.


الاختصاص، تألیف شیخ مفید، صفحه ۲۷، چاپ موسسه الاعلمی للمطبوعات



بحار الانوار، تألیف علامه مجلسی، جلد ۳۴، صفحه ۲۷۷-۲۷۸، چاپ دار احیاء التراث العربی



شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار، تألیف قاضی نعمان مغربی، جلد ۱، صفحه ۲۰۸، چاپ موسسه النشر الاسلامی



طبرانی از علمای بزرگ اهل تسنن این روایت را با سانسور شدید و حذف نام معاویه از عمرو بن حمق نقل کرده است:


ذَاتَ يَوْمٍ، فَقَالَ لِي: «يَا عَمْرُو هَلْ لَكَ أَنْ أُرِيَكَ آيَةَ الْجَنَّةِ؟ يَأْكُلُ الطَّعَامَ ويَشْرَبُ الشَّرَابَ، ويَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ» ، قُلْتُ: بَلَى بِأَبِي أَنْتَ قَالَ: «هَذَا، وَقَوْمُهُ آيَةُ الْجَنَّةِ» ، وَأَشَارَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَقَالَ لِي: «يَا عَمْرُو، هَلْ لَكَ أَنْ أُرِيَكَ آيَةَ النَّارِ؟ يَأْكُلُ الطَّعَامَ ويَشْرَبُ الشَّرَابَ، ويَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ؟» قُلْتُ: بَلَى، بِأَبِي أَنْتَ قَالَ: «هَذَا وَقَوْمُهُ آيَةُ النَّارِ» وَأَشَارَ إِلَى رَجُلٍ، فَلَمَّا وَقَعَتِ الْفِتْنَةُ، ذَكَرْتُ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَفَرَرْتُ مِنْ آيَةِ النَّارِ إِلَى آيَةِ الْجَنَّةِ، وَتَرَى بَنِي أُمَيَّةَ قَاتِلِي بَعْدَ هَذَا؟ قُلْتُ: اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ قَالَ: وَاللَّهِ، لَوْ كُنْتَ فِي جُحْرٍ فِي جَوْفِ جُحْرٍ لَاسْتَخْرَجَنِي بَنُو أُمَيَّةَ حَتَّى يَقْتُلُونِي حَدَّثَنِي بِهِ حَبِيبِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، «أَنَّ رَأْسِي أَوَّلُ رَأْسٍ تُحْتَزُّ فِي الْإِسْلَامِ، وَيُنْقَلُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ».


عمرو بن حمق گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به من فرمودند: آیا می‌خواهی که نشانه‌ی بهشت را که می‌خورد و می‌نوشد و در بازارها راه می‌رود به تو نشان دهم؟ گفتم: آری پدرم به فدایت! فرمود: این و قومش نشانه‌ی بهشت‌اند و با دستش به سوی علی بن ابی طالب (علیهما السلام) اشاره کرد و باز فرمود: ای عمرو، آیا می‌خواهی نشانه‌ی آتش (جهنم) را که می‌خورد و می‌نوشد و در بازارها راه می‌رود را به تو نشان دهم؟ گفتم: بلی، پدرم به فدایت. فرمود: این و قومش نشانه‌ی آتش‌اند و به سوی مردی (معاویه) اشاره کرد. وقتی فتنه واقع شد، این سخن حضرت به یادم آمد. پس از نشانه‌ی جهنم به طرف نشانه‌ی بهشت فرار کردم و من می‌دانم که پس از این بنی امیه مرا خواهند کشت والله اگر در بطن سنگ هم باشم، بنی امیه بیرونم می‌کشند تا مرا بکشند، این را حبیبم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خبر داد و سر من اول سری خواهد بود که در اسلام از شهری به شهر دیگر برده می‌شود.


المعجم الاوسط، تألیف طبرانی، جلد ۴، صفحه ۲۴۰، چاپ منشورات دار الحرمین


  • مصطفی جمشیدی