حدیث، شعر و فضائل اهل بیت علیهم السلام

✅ اشعار مذهبی
✅ نشر معارف و احادیث اهل بیت
✅ فضایل اهل بیت از کتب اهل خلاف
✅ تقویم شیعه

صفحه اینستاگرام:
http://Instagram.com/_u/Hadis_Sher_Fazael

کانال تلگرام:
http://telegram.me/Hadis_Sher_Fazael

آخرین نظرات
  • ۲۰ مرداد ۹۸، ۱۹:۵۳ - محمد صادق تقی زاده
    دمت گرم !

۲۹ مطلب با موضوع «اشعار مذهبی» ثبت شده است

ای خسته از جماعتِ غرقِ ریا حسین

ای دل‌بریده از همه‌ی رنگ‌ها حسین


بر قتلِ تو فقیهِ دروغین بداد رأی

ای کشته‌ی شیوخِ مقدس‌نما حسین


سَمتِ تو از تمامی مردم فراری‌ام

ای با غریب‌های جهان آشنا حسین


ای بی‌کفن رها شده‌ی دشتِ کربلا

ما را به حالِ خود تو نکردی رها حسین


در حقِ دشمنانِ خودَت هم تو سال‌ها

کردی به جای لعنت و نفرین دعا حسین


امیدِ عابدان شده بعد از نماز حج

امیدِ عاشقان شده بعد از خدا حسین


آری برای یاری او استخاره‌ها

کردند مومنان و نماندند با حسین


معیار اگر که پینه‌ی پیشانی است و ریش

تنها نبود این همه اربابِ ما حسین


ننگا به ما که بی‌ادبانه برایمان

گشته خلاصه در عطش و کربلا حسین


من از حسینِ مُختَصِ هیئت گریختم

از این حسین راهِ زیادیست تا حسین


او را اگر که زنده شود باز می‌کُشند

یک عِدّه زاهدانه و با ذکرِ یا حسین!


ای کشته‌ی حسادت دنیا حسین جان

ای تشنه‌ی مُقطَع الاعضا حسین جان…


محسن کاویانی

  • ۰ نظر
  • ۰۹ شهریور ۹۹ ، ۲۰:۰۷
  • مصطفی جمشیدی

فلک امشب مگر ماهی دگر زاد

ز ماه خویش ماهی خوب‌تر زاد


غلط گفتم ، که خورشیدی درخشان

که مه یابد ز نورش زیب و فر ،‌ زاد


شهنشاهی ، بزرگی ،‌ نامداری

که شاهان بر رهش سایند سر ، زاد


صدف آسا ،‌ جهان آفرینش

درخشان گوهری والاگهر زاد


ز بعد قرن‌ها ، گیتی هنر کرد

که اینسان قهرمانانی با هنر زاد


پدرها بعد ازین هرگز نبینند

که مادر چون علی دیگر پسر زاد


فری بر مادر نیکوسرشتش

غزال ماده ، گفتی ، شیر نر زاد


سیمین بهبهانی

  • ۰ نظر
  • ۱۸ اسفند ۹۸ ، ۱۴:۲۹
  • مصطفی جمشیدی


اگر چهل مرد برای امیر المومنین علیه السلام پیدا می‌شد، ایشان بر ضد ابو بکر جهاد می‌کردند!!!


قال: فانتهوا بعلي عليه السلام إلى أبي بكر وهو يقول: أما والله لو وقع سيفي في يدي لعلمتم أنكم لن تصلوا إلى هذا أبدا. أما والله ما ألوم نفسي في جهادكم، ولو كنت استمكنت من الأربعين رجلا لفرقت جماعتكم، ولكن لعن الله أقواما بايعوني ثم خذلوني.


سلیم بن قیس هلالی رضوان الله علیه گوید: سلمان رضوان الله علیه گفت: وقتی که علی علیه السلام را به سوی ابو بکر می‌کشیدند آن حضرت چنین می‌فرمود: به خدا سوگند اگر شمشیرم در دستم قرار می‌گرفت می‌فهمیدید که هرگز نمی‌توانستید بر این کار دست بیابید. به خدا قسم از این که با شما جهاد می‌کنم خود را سرزنش نمی‌کنم و اگر چهل مرد برایم فراهم می‌شد جمع شما را متفرق می‌کردم ولی خداوند لعنت کند مردمی را که با من بیعت کردند و سپس مرا تنها گذاشتند...


کتاب سلیم بن قیس هلالی معروف به اسرار آل محمد، جلد ۱، صفحه ۵۸۸، چاپ منشورات دلیل ما

  • ۰ نظر
  • ۱۲ اسفند ۹۸ ، ۱۹:۳۷
  • مصطفی جمشیدی

امشبی که‌ خانه‌ی موسی بن جعفر روشن است

آسمان عرش هم چندین برابر روشن است


بضعه‌ی طاهاست این مولود شیرین و ملیح

که به یُمنِ مَقدمش‌ چشم پیمبر روشن است


جلوه فرموده علی دوم از آل علی

بی‌گمان امشب دل اولادِ حیدر روشن است


چشم ظاهر را ببند و چشم باطن باز کن

تا ببینی پهنه‌ی گیتی سراسر روشن است


نورباران است صحن از همت خدام او

این‌حرم‌ این‌روزها یک جور دیگر روشن است


چشم‌های زائران را خوش نوازش می‌کند 

چون‌چراغ گنبدش با نور کوثر روشن است


در قیاس با حرم‌های ائمه؛ روز و شب

مشهد سلطان ما چندین برابر روشن است


می‌رود هر صبح پابوس رضا از این جهت

این قدر رخساره‌ی خورشید انور روشن است


جمع اضداد است اینجا برخلاف سنگ صحن

در رواق باصفایش رنگ مرمر روشن است


دود ذاتاً تیرگی دارد ولی در این حرم

مثل دود عود رنگ روی مِجمر روشن است


از ابا صلتش شنیدم در کنار مرقدش

بخت هر کس که بر این در هست نوکر روشن است


گر تمام اهل ایران پیش او کُرنِش کنند

شک نکن یک ذره‌ که فردای کشور روشن است


مثل پیشانی زوار امام هشتمین

نامه‌ی اعمال ما در روز محشر روشن است


(محمد قاسمی)

  • مصطفی جمشیدی

باورم نیست که خیبرشکن از پا افتاد

حضرت واژه‌ی برخواستن از پا افتاد


کم نمکدان تو را هر که نمک خورد شکست

باز با زخم سرت کعبه ترک خورد شکست


یا علی هیچ کس از لطف تو ناکام نبود

پدری مثل تو همبازی ایتام نبود


هر شب کوفه منور ز نگاهت می‌شد

شمع بزم فقرا صورت ماهت می‌شد


چه بلایی به سرت آمده بابای همه

تیغ که سر زده بر سر زده بابای همه


نه فقط بین سرت فاصله انداخته است

بین چشمان ترت فاصله انداخته است


زخم‌های دل ایتام پی مرهم توست

مرد ویرانه نشین منتظر مقدم توست


همه بودند و امام از همه بی‌کس‌تر بود

زینب ای وای دوباره سر یک بستر بود


صابر خراسانی

  • ۰ نظر
  • ۰۹ خرداد ۹۸ ، ۱۵:۵۴
  • مصطفی جمشیدی