حدیث، شعر و فضائل اهل بیت علیهم السلام

✅ اشعار مذهبی
✅ نشر معارف و احادیث اهل بیت
✅ فضایل اهل بیت از کتب اهل خلاف
✅ تقویم شیعه

صفحه اینستاگرام:
http://Instagram.com/_u/Hadis_Sher_Fazael

کانال تلگرام:
http://telegram.me/Hadis_Sher_Fazael

آخرین نظرات
  • ۱۰ بهمن ۹۹، ۲۲:۴۱ - حسین بوذرجمهری
    عالی
  • ۲۰ مرداد ۹۸، ۱۹:۵۳ - محمد صادق تقی زاده
    دمت گرم !

۱۸ مطلب در دی ۱۳۹۸ ثبت شده است


پذیرش توبه حضرت آدم علیه السلام به برکت نام اهل بیت علیهم السلام (به روایت اهل تسنن)


جلال الدین سیوطی از علمای بزرگ اهل تسنن در تفسیر آیه سی و هفتم سوره بقره می‌نویسد:


وَأخرج ابْن النجار عَن ابْن عَبَّاس قَالَ سَأَلت رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم عَن الْكَلِمَات الَّتِي تلقاها آدم من ربه فَتَابَ عَلَيْهِ قَالَ: سَأَلَ بِحَق مُحَمَّد وَعلي وَفَاطِمَة وَالْحسن وَالْحُسَيْن إِلَّا تبت عَليّ فَتَابَ عَلَيْهِ.


ابن عباس گفت: از پیامبر (صلی الله علیه و آله) پرسیدم آن کلماتی که خداوند به حضرت آدم (علیه السلام) آموخت تا توبه او را بپذیرد چه بودند؟ پیامبر فرمودند: آدم خدا را صدا زد: به حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) توبه مرا بپذیر. پس از آن خداوند هم توبه او را پذیرفت.


الدر المنثور فی التفسیر الماثور، تالیف سیوطی، جلد ۱، صفحه ۳۲۴، چاپ مرکز هجر للبحوث و الدراسات العربیة و الاسلامیة

  • مصطفی جمشیدی


چهار هزار مرد (نامرد) امیر المومنین علیه السلام را برای بیعت از خانه به مسجد بردند


علامه میرجهانی قدس الله روحه الشریف می‌نویسد:


در روایت بحار است که: عمر بن الخطاب با چهار هزار مرد به در خانه هجوم آوردند که برای بیعت گرفتن حضرت علی علیه السلام را از خانه به مسجد برند، حضرت فاطمه علیها السلام در عقب در، محکم خود را به در چسبانیده بود که داخل خانه نشوند. عمر با پای خود لگدی بر در زد، در کنده شد و بر شکم فاطمه علیها السلام افتاد و محسن او سقط شد. و وقتی که جامه علی علیه السلام را می‌کشیدند که او را به مسجد برند، با اینکه دل حضرت فاطمه علیها السلام به شدت درد داشت، خود را به علی چسبانیده بود و طرف جامه را نگاه می‌داشت و به طرف خود می‌کشید، به نحوی که آن جماعت بر می‌گشتند و به روی یکدیگر می‌ریختند بر روی زمین و به زانو در می‌آمدند، و پیوسته آن‌ها جامه حضرت را می‌کشیدند و فاطمه زهرا علیها السلام هم می‌کشید تا اینکه عمر شمشیر خالد بن ولید را گرفت و با غلاف آن بر شانه فاطمه زد تا آنکه مجروح شد؛ سه مرتبه این عمل را کرد، و نتوانستند جامه را از دست فاطمه بگیرند تا اینکه جامه پاره پاره شد. یک پاره آن در دست فاطمه ماند و پاره‌های دیگر آن در دست های آن جماعت ماند. و آن جراحت بر بازوی حضرت زهرا علیها السلام بود تا وقتی که از دنیا رحلت فرمود. در اثر ضربه‌هایی که به حضرت فاطمه وارد شد، آن حضرت غش کرد، وقتی به هوش آمد که خانه خالی شده بود و حضرت علی علیه السلام را برده بودند. پرسید: علی کجا است؟ فضه گفت: مردمان او را کشیدند و برای بیعت گرفتن بردند. چون فاطمه این سخن را شنید ، لباس خود را پوشید و چادر بر سر کرد و دست حسن و حسین را گرفت و با جمعی از زن‌ها در عقب امیر مؤمنان روانه شد تا او را از دست آنها نجات دهد. چون به در مسجد رسید نظر کرد، دید ابو بکر بالای منبر پدرش نشسته و على سر برهنه پایین منبر و شمشیر در دست عمر است و می‌گوید: ای علی، بیعت کن و اگر نه گردنت را می‌زنم. صدیقه کبری، فاطمه زهرا صیحه‌ای زد و پدرش را ندا کرد.


جنة العاصمة، تالیف علامه میرجهانی، صفحه ۴۹۴-۴۹۵، چاپ موسسه فرهنگی هنری شمس الضحی

  • مصطفی جمشیدی


علت شهادت حضرت زهرا علیها السلام در کلام علامه محمد تقی مجلسی قدس سره


ایشان در مورد علت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها می‌نویسند:


و شهادتها صلوات الله عليها كانت من ضرب عمر عليه اللعنة الباب على بطنها عند إرادة أمير المؤمنين لبيعة أبي بكر لعنه الله و ضرب قنفذ غلام عمر، السوط عليها بإذنه و الحكاية مشهورة عند العامة و الخاصة و مفصلة في كتاب لسليم بن قيس الهلالي و سقط بالضرب غلام كان اسمه محسن‏ و هو مذكور في ارشاد المفيد رضي الله عنه.


و سبب شهادت آن حضرت این بود كه عمر علیه اللعنة درب منزل را به شکم آن حضرت زد این در آن هنگام بود که می‌خواستند امیر المومنین حضرت ‌علی علیه السلام را برای بیعت با ابو بکر لعنت الله علیه ببرند و قنفذ غلام عمر بن خطاب هم به دستور او، تازیانه بر حضرت فاطمه سلام الله علیها زد و اين حكايت در نزد عامه (اهل‌ تسنن) و خاصه (شيعه) مشهور است و به صورت مفصل در كتاب سلیم بن قیس هلالی (رضوان الله علیه) نقل شده است و در اثر این ضربه پسری که نامش محسن (عليه السلام) بود سقط شد. و او را شیخ مفید رضی الله عنه در کتاب ارشاد ذکر کرده است.


روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه، تالیف علامه محمد تقی مجلسی، جلد ۹، صفحه ۲۷۱-۲۷۲، چاپ دار الکتاب الاسلامی

  • مصطفی جمشیدی

تقویم شیعه


سیزدهم جمادی الاول


شهادت حضرت زهرا علیها السلام


شهادت مظلومانه و جانگداز حضرت امام الائمه النجباء صدیقه کبری فاطمه زهرا علیها السلام در مدینه هفتاد و پنج روز پس از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله واقع شده است. اقوال دیگر درباره شهادت حضرت در سوم جمادی الثانیه خواهد آمد. در شب چهاردهم، امیر المومنین علیه السلام به همراه جمعی قلیل از گل‌های سر سبد اصحاب، بدن مطهر صدیقه کبری علیها السلام را به خاک سپردند.


به سند صحیح از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است که حضرت فاطمه علیها السلام، هفتاد و پنج روز بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله زنده بود. بنا بر مشهور که شهادت آن حضرت در ۲۸ صفر باشد، شهادت حضرت صدیقه علیها السلام در ۱۳ یا ۱۴ یا ۱۵ جمادی الاولی می شود در این سه روز زیارت آن حضرت مناسب است.


تقویم شیعه، نوشته استاد حجت الاسلام عبد الحسین بندانی، صفحه ۱۵۳-۱۵۴

  • مصطفی جمشیدی

تقویم شیعه


دهم جمادی الاول


۱- جنگ جمل


در سال ۳۶ هجری قمری در چنین روزی، جنگ جمل اتفاق افتاد و بصره فتح شد و نزول نصر از خداوند کریم بر امیر المؤمنین علیه السلام واقع شد. کفعمی رحمه الله پانزدهم این ماه را روز جنگ جمل می‌داند. ابتدای این واقعه از آنجا شروع شد که بعد از بیعت مردم با امیر المومنین علیه السلام، طلحه و زبیر به بهانه عمره از مدینه خارج شدند و به عایشه پیوستند. عبد الله بن عامر که قبلا عامل عثمان در بصره بود و از طرف امیر المومنین علیه السلام عزل شده بود، به مکه آمد و شتری که دویست دینار خریده بود برای عایشه آورد و به طرف بصره حرکت کردند تا به این شهر رسیدند. پس از ورود، به خانه عثمان بن حنیف عامل امیر المومنین علیه السلام ریختند و او را اسیر کردند و بسیار کتک زدند. امیر المومنین علیه السلام برای مقابله با آن‌ها به طرف بصره حرکت فرمودند. در این جنگ همراه امیر المومنین علیه السلام، امام حسن و امام حسین علیه السلام، و همچنین محمد حنفیه و عبد الله بن جعفر و اولاد عقیل و عده‌ای از جوانان بنی هاشم همراه با عمار و ابو ایوب انصاری و عده‌ای از مهاجر و انصار بودند. هشتاد نفر از اصحاب بدر، دویست و پنجاه نفر از کسانی که با پیامبر صلی الله علیه و آله در بیعت شجره شرکت کرده بودند و ۱۵۰۰ نفر از سایر اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت کردند. مسلم مجاشعی را همراه با قرآنی فرستادند که بصریان را به حکم قرآن بخواند، ولی آن‌ها مسلم را هدف تیر ساختند و شهید کردند. بعد از موعظه‌های عمار و فرمایشات امیر المومنین علیه السلام، در دهم جمادی الاولی جنگی را که عایشه شروع کرده بود ادامه دادند و امیر المومنین علیه السلام، در دهم جمادی الاولی جنگی را که عایشه شروع کرده بود ادامه دادند و امیر المومنین علیه السلام در مقام مقابله با آن‌ها بر آمدند. در این جنگ از لشکر امیر المومنین که بیست هزار مرد جنگی بودند پنج هزار نفر شهید شدند، و از لشکر عایشه که سی هزار نفر بودند سیزده هزار نفر کشته شدند. آخر الامر که پیروزی نصیب لشکر امیر المومنین علیه السلام شد، حضرت کنار هودج عایشه آمدند و فرمودند: ای حمیرا، پیامبر تو را امر کرده بود که به جنگ من بیرون آیی؟ آیا تو را امر نفرمود که در خانه خود بنشینی و بیرون نیایی؟ به خدا سوگند، انصاف ندادند آنان که زن‌های خود را پشت پنهان داشتند و تو را بیرون آوردند. محمد بن ابی بکر خواهرش را از هودج بیرون کشید. امیر المومنین دستور داد او را به خانه صفیه دختر حارث بن ابی طلحه ببرند و بعد او را به مکه از مکه به مدینه فرستاد. در این جنگ زید بن صوحان که از بزرگان لشکر و شیعیان امیر المومنین علیه السلام بود شهید شد و آن حضرت بالای سرش آمده فرمودند: ای زید، خدا رحمتت کند که تعلقات دنیوی تو اندک بود، و امداد تو در دین بسیار بود.


۲- تحویل پیراهن امام حسین علیه السلام به حضرت زینب علیها السلام


در این روز حضرت زهرا علیها السلام پیراهن ابراهیم خلیل الرحمن علیه السلام) را به حضرت زینب کبری علیها السلام دادند و فرمودند: هنگامی که برادرت حسین علیه السلام این پیراهن را از تو خواست، بدانکه ساعتی بیشتر مهمان تو نیست، و سپس به بدترین حالات به دست اولاد زنا کشته می‌شود. این جریان سه روز قبل از شهادت حضرت زهرا علیها السلام بود. این پیراهن را خداوند در بهشت خلق فرمود و آن را نزد حضرت آدم علیه السلام به امانت سپرد و بعد از او انبیاء این امانت را حفظ می‌کردند و در مشکلات با آن به درگاه الهی توسل می‌جستند، تا به دست پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و بعد از آن حضرت نزد حضرت زهرا سلام الله علیها بود. آن حضرت سه روز قبل از شهادت آن را به حضرت زینب کبری علیها السلام سپرد، تا در ساعات آخر روز عاشورا آن را به امام حسین علیه السلام تحویل دهد.


تقویم شیعه، نوشته استاد حجت الاسلام عبد الحسین بندانی، صفحه ۱۵۱-۱۵۳

  • مصطفی جمشیدی